ساختار

حادثه محرک

نویسنده: رابرت مک‌کی

در هر جای سلسله وقایع داستان، از هر پیش‌فرضی که شروع کنیم، تحقیقات ما خلق رویدادها را [از لحاط اطلاعات] تأمین می‌کند، و این رویدادها جهت دوباره‌‌ای به تحقیقات می‌دهند. به بیان دیگر، داستان را الزاماً این‌گونه طراحی نمی‌کنیم که با اولین رویداد مهم آن آغاز شود. اما هنگام خلق دنیای داستان، [نویسنده] در جایی با این پرسش‌ها مواجه می‌شود: چگونه داستان خود را آغاز کنم؟ این رویداد پراهمیت و تعیین‌کننده را کجا قرار دهم؟

ایجاد رشته برای یکپارچه نگه داشتن داستان

نویسنده: لیندا سیگر

بعضی وقت‌ها فیلمنامه با یک رشتۀ داستانی جمع‌وجور می‌شود که در طول فیلمنامه مسیر خود را شکل می‌دهد و پیش می‌رود. رشته‌های داستانی که در برخی فیلمنامه‌های خطی و بیشتر فیلمنامه‌های غیرخطی تمرکز داستان را حفظ می‌کنند، از خود داستان‌ها نشأت نمی‌گیرند، بلکه ریشه در جایی دیگر دارند. بعضی وقت‌ها یک شخصیت داستان را یکپارچه نگه می‌دارد.      

پیچش و چرخش در فیلمنامه

نویسنده: لیندا سیگر

نویسنده افشاگر است. نویسندۂ زیرک می‌داند چه چیزی را افشا کند و چه زمانی این کار را انجام دهد. نویسندۂ زیرک با حقایق و دروغ‌‌ها، بدفهمی‌ها، و اطلاعات اشتباه تردستی می‌کند. نویسندۂ زیرک با غافلگیری‌ها سروکار دارد، به داستان پیچش و چرخش می‌دهد، و مخاطب را در حالت انتظار نگه می‌دارد تا با دلشوره و اضطراب صبر کند و ببیند که بعد چه اتفاقی خواهد افتاد. چگونه نویسنده پیچش‌ها و چرخش‌های محتمل اما غافلگیرکننده را بنا می‌کند؟