پیرنگ محور یا شخصیت محور؟

نوشته شده توسط ویکتوریا لین اشمیت

 

پیرنگ محور

در یک داستان پیرنگ محور، رویدادهای داستان آن را جلو می‌برند و شخصیت را وا می‌دارند تا در مقابل آن رویدادها واکنش نشان دهد. شخصیت‌ها نسبت به پیرنگ در مرتبۀ دوم قرار دارند. آن‌ها بر اساس پیرنگ عمل می‌کنند و هیچ رویداد یا موقعیتی را به تنهایی موجب نمی‌شوند.

به تعبیری، پیرنگ مثل یک گردباد همه چیز را تحت سلطۀ خویش درمی‌آورد. اگر گردباد به طور ناگهانی و غیرمترقبه به یک شهر برسد، شخصیت‌ها نمی‌توانند جلوی آن را بگیرند؛ آن‌ها باید دل و جرأت به خود بدهند و به هر آنچه که در اطرافشان رخ می‌دهد واکنش نشان دهند. آن‌ها مسبب وقوع گردباد نیستند ـ گردباد آن‌ها را وا می‌دارد نسبت به آن واکنش نشان دهند.

 

شخصیت‌ محور

در یک داستان شخصیت محور شخصیت با کنش‌ها و انتخاب‌هایش داستان را پیش می‌برد. او آغازگر رویدادهای داستان و مسبب وقوع آن‌ها است. هر صحنه با شخصیت‌های درون آن آغاز می‌شود.

اگر شخصیت انتخابش این باشد که یک روز در خانه بماند و در باغش کار کند، هیچ رویداد و موقعیتی او را از انجام چنین کاری باز نمی‌دارد، اما یک شخصیت دیگر شاید تلاش کند تا او به خاطر چنین کاری احساس گناه کند. شاید این باعث شود که او تصمیم بگیرد باغبانی نکند، ولی حتی اگر به نظر برسد که شخص دیگری رأی او را می‌زند، باز این به طور تمام و کمال انتخاب خود اوست.

اگر گردباد به یک شهر برسد، شخصیت‌ها جهت تصمیم‌گیری درباره اقداماتشان همواره زمان مورد نیاز را دارند. [در اینجا] تمرکز روی شخصیت‌ها و نحوه و علت تصمیم‌هایشان جهت ماندن یا رفتن است. این تصمیم‌ها قدرت پیش‌بردن پیرنگ را در جهات مختلف دارا هستند. شخصیت‌ها گزینه‌ها و حق انتخاب‌هایی دارند که عاقبت کار را رقم می‌زند.

 

روز استقلال در مقابل نشانه‌ها

فیلم‌های روز استقلال و نشانه‌ها را در نظر بگیرید. هر دو دربارة بیگانگان فرازمینی هستند که می‌آیند زمین را تحت سلطة خود درآورند. در نگاه نخست شاید این نوع داستان مثل یک مورد پیرنگ محور به نظر برسد، همین و بس. دقیقاً یک فرایافت عالی است.

اما در حالی که شخصیت‌های روز استقلال به رویدادهای پیرامون خود واکنش نشان می‌دهند (پیرنگ محور)، شخصیت‌های نشانه‌ها مسبب رویدادهای پیرامون خود و مرکز توجه داستان هستند (شخصیت محور). آن‌ها حتی با مسائل و مشکلاتی سروکار دارند که ورای بیگانگان فرازمینی‌ای است که به ملاقاتشان می‌آیند. آن‌ها از تجربیات خود درس می‌گیرند و چونان یک خانواده به طرز بارزتری رشد می‌کنند. باور و اعتقاد شخصیت مل گیبسون نقش بسیار کلانی در این فیلم دارد، و همه شخصیت‌ها فراخوانده می‌شوند تا با مسائل عمیقی در رابطه با آنچه که در اطرافشان می‌گذرد روبه‌رو شوند. شما را تشویق می‌کنم این فیلم‌ها را کرایه کنید تا به راستی تفاوت میان داستان‌های پیرنگ محور و شخصیت محور را درک کنید.

 

ترجمه: بابک حجازی

درباره

ویکتوریا لین اشمیت نویسنده کتاب‌های پرطرفدار ۴۵ شخصیت اصلی: مدل‌های اسطوره‌ای برای خلق شخصیت‌های اریژینال، معمار ساختار داستان، و نوشتن کتاب در یک ماه است. او فارغ‌التحصیل رشته سینما در دانشگاه UCLA و فوق‌ لیسانس فیلمنامه نویسی در دانشگاه لویوتا مری‌مونت و دارای مدرک دکترا در رشتۀ روانشناسی است. او در دانشگاه‌های مختلفی از جمله دانشگاه Tiffin به تدریس مشغول است. او را در توییتر دنبال کنید: https://twitter.com/VicLynnSchmidt