مفاهیم پایه

شخصيت‌ ـ محور یا ماجرا ـ محور؟

نویسنده: مارتا الدرسن

بيشتر نويسندگان یک سبک نگارش را بر دیگری ترجیح می‌دهند. برخی نویسندگان بيشتر در پرورش شخصيت‌هاي پيچيده، جذاب و غيرقابل‌پيش‌بيني مهارت دارند. بقیه در نوشتن رویدادهای مهیج برترند. آن نویسندگانی خوش‌شانس هستند که هم در ایجاد پیرنگ رشد عاطفی شخصیت و هم در ایجاد پیرنگ ماجرای دراماتیک متبحر باشند. از نقاط قوت خود آگاه شوید و یاد بگیرید ضعف‌های خود را مورد توجه قرار دهید، و شما نیز می‌توانید یکی از این نویسندگان خوش‌شانس باشید.

پیرنگ محور یا شخصیت محور؟

نویسنده: ویکتوریا لین اشمیت

بسیاری از نویسندگان تازه‌کار در درک تفاوت میان آثار پیرنگ ـ محور و شخصیت ـ محور با مشکلات زیادی روبرو هستند. این مطلبه به طور ساده و مختصر تفاوت میان این دو را شرح می‌دهد.

دست یافتن به کانسپت عالی

نویسنده: جیمز بانت

کانسپت عالی ایدۀ کنجکاوی‌برانگیزی است که در چند کلمهٔ معدود بیان می‌شود و به آسانی برای همه قابل درک است. یک سیارک به اندازۀ تگزاس با شتاب به سمت زمین می‌آید. این کانسپت عالی است. همه می‌دانند که این دقیقاً به چه معنا است. واکنش عاطفی را برمی‌انگیزد، و تنها در یازده کلمه، هر کسی می‌داند که این فیلم راجع به چیست. قیامت.

مک گافین

نویسنده: بابک حجازی

 مک ‌گافین بهانه یا طعمه‌ای است که به شخصیت‌ یا شخصیت‌های اصلی انگیزۀ لازم برای آغاز ماجرا را می‌دهد و بعد از اهمیت آن کاسته می‌شود، و گاهی تقریباً در پایان فیلم فراموش می‌شود. به همین خاطر شاید نیازی نباشد که مک‌گافین در فیلم به طور مفصل توضیح داده شود.

خلق پیش داستان

نویسنده: لارا شلهارت

اکثر نویسنده‌ها پیش از اینکه سراغ نوشتن فیلمنامه‌هایشان بروند، قدری خیال‌بافی می‌کنند. آن‌ها در عمل به غایت خیال‌بافی می‌کنند. پیش از آفرینش زیست‌بوم داستان، باید از گذشته، مکان جغرافیایی و اوضاع آن آگاه شوید. پیش از نوشتن صحنه‌ای که به والدین می‌پردازد، باید بدانید چه چیزی آن‌ها را مجذوب یکدیگر ساخته، چه مدت در کنار هم بوده‌اند، چند فرزند دارند، و مواردی از این قبیل. پیش از اینکه شخصیت‌های شما وارد جنگ شوند، باید بدانید چه بزنگاه‌هایی در تاریخ سیاسی آن‌ها را به آن میدان نبرد کشانده.