تحلیل فیلمنامه

منچستر کنار دریا

نویسنده: علی فرهمند

الگویی که دیگر در هالیوود از مرز کلیشه گذر کرده و به یک نمونه‌ی خسته‌کننده تبدیل شده است، در «منچستر کنار دریا» هم وجود دارد. الگویی که پروتاگونیست به علّت نقطه ضعفی که در گذشته به دست آورده، از پذیرش مسئولیت سر باز می‌زند امّا با ایجاد رخدادهای داستانی، در انتها و با آغوش باز زیر بار این مسئولیت خواهد رفت.

مهتاب (Moonlight)

نویسنده: علی فرهمند

درامی که روند آسیب‌شناسی را پیش می‌گیرد باید متکی به شخصیت‌پردازی باشد و پرداخت شخصیت در خلال رخدادهای داستان صورت پذیرد. در این صورت است که تماشاگر ابتدا با رخدادها مواجه شده و سپس واکنش شخصیت را نسبت به آن رخداد به عنوان یک دلیل دراماتیک –و باورپذیر- می‌پذیرد و در ناخودآگاه تماشاگر، شخصیت وارد دوره جدیدی از آسیب‌پذیری می‌شود. آسیب‌شناسی نیز در همین اثنا و با طرح کنش‌های جدید و واکنش‌های شخصیتِ آسیب‌پذیر صورت می‌گیرد و این روند تا پایان فیلم ادامه می‌یابد.

غول بزرگ مهربان

نویسنده: آیدا مرادی آهنی

بگذارید از شروع همین فیلم بگوییم. شروعی جذاب؛ راستش انگار نفس نویسنده توی لحظه‌های اول دمیده شده و پیدا است که کارگردان به راستی شیفته و مسلط آغاز می‌کند. انگار که داستانی را هزار بار خوانده باشید و به آن فکر کرده باشید. لحن گرم رولد دال در رمان هم فضای صمیمی همیشگی را دارد.

او (Elle)

نویسنده: آیدا مرادی آهنی

کاراکتر میشل واقعاً چند وجه دارد؟ یکی از مهمترین نکاتی که در رمان «اُه» اثر «فیلیپ دژان» وجود دارد استفاده از همین سؤال است. نویسنده‌ی فرانسوی از وجوه مختلف زندگی میشل برای ایجاد و حتی پیش‌بُرد خرده‌پیرنگ‌ها استفاده می‌کند.

شماره ۱۰ خیابان کلورفیلد

نویسنده: آیدا مرادی آهنی

هر فیلمی در سینما می‌تواند زیبا، باشکوه و ستودنی باشد به شرط آن‌که داستان را فراموش نکند. و هر اثرِ ژانری می‌تواند در عین تکراری بودن به لحاظ تشابه به هزاران نمونه در دسته‌ی خودشْ جذاب و دیدنی باشد به شرط آن‌که حداقل المان لازم یعنی رعایت اصول آن ژانر را بتوان در فیلم مشاهده کرد.