چگونه یک صحنه را بنویسیم؟

نوشته شده توسط جان آگوست
دسته:

در مورد نوشتن صحنه نیز همین‌طور است. صحنه‌های اول ناخوشایند و بدترکیب هستند، اما پس از نوشتن (و بازنویسی) مثلاً ۵۰۰ صحنه، گام‌های مختلفی که برداشته‌ایم کمابیش ناپیدا می‌شوند. اما همچنان در زیر لایه‌های سطحی حضور دارند. این همان غریزۀ شماست که تصمیمات زیادی را می‌گیرد که سابقاً بخش خودآگاه مغز شما آن را انجام می‌داد.

خب در اینجا کوشیده‌ام خودکاوی کنم و آنچه را که ناخودآگاه انجام می‌دهم را شرح دهم. این هم از چگونه یک صحنه را بنویسیم.

 

۱. بپرسید: در این صحنه چه اتفاقی باید بیافتد؟

بسیاری از کتاب‌های فیلمنامه نویسی به شما می‌گویند بر آنچه که شخصیت‌ها می‌خواهند، تمرکز کنید. اما این مطلب، اشتباه است. شخصیت‌ها مسئول داستان نیستند، شما مسئول هستید. اگر شخصیت‌ها اجازه داشته باشند که همه چیز را کنترل کنند، اکثر آن‌ها دچار هیچ کشمکشی نمی‌شوند و فیلم‌ها به طرز اعصاب خردکنی، خسته‌کننده می‌شوند.

سؤال این نیست که "‌چه اتفاقی می‌افتد؟" یا "‌چه اتفاقی باید بیافتد؟". بلکه سؤال این است "‌چه اتفاقی ضرورت دارد که در این صحنه روی دهد؟". اگر شما طرح فیلمنامه را نوشته‌اید، حالا می‌توانید نگاهی به آن بیاندازید. اگر طرحی ننوشته‌اید، با یک یا دو جمله می‌توانید بیان کنید که در این صحنه چه اتفاقی باید روی دهد.

 

۲. بپرسید: با حذف این صحنه بدترین اتفاقی که ممکن است رخ دهد چه خواهد بود؟

تصور کنید که آپاراتچی گند بزند و به شکلی تصادفی این صحنه را حذف کند. آیا فیلم همچنان مفهوم خواهد بود؟ اگر پاسخ مثبت است، پس واقعاً به این صحنه نیازی ندارید، و نبایست به خود زحمت نگارش آن را بدهید.

شما می‌گویید، اما این خیلی دراماتیک است! اما این خیلی بامزه است!

مقاومت کنید. آن درام یا کمدی موجود را در صحنه‌هایی قرار دهید که برای فیلم حیاتی هستند. نکته‌ای که پس از ساخته شدن چند فیلم می‌آموزید این است که هر چیز قابل حذف، حذف خواهد شد، پس بهترین مصالح داستانی خود را صرف لحظاتی کنید که قطعاً پس از ساخته شدن فیلم دست‌نخورده باقی خواهند ماند.

 

۳. بپرسید: چه کسی باید در این صحنه باشد؟

فیلمنامه‌ها اغلب با شخصیت‌هایی از حرکت می‌افتند که بدون هیچ کار مشخصی در صحنه‌ها حضور دارند. اما چون کلمات فضای کمی را اشغال می‌کنند، شخصیتی که در طول پنج صفحه چیزی نگفته یا کاری انجام نداده، به چشم نمی‌اید. و متأْسفانه، گاهی این مسئله پس از فیلمبرداری هم تشخیص داده نمی‌شود.

 

۴. بپرسید: این صحنه در کجا می‌تواند اتفاق بیفتد؟

معمول‌ترین مکان وقوع برای صحنه کلاً کمترین جذابیت را نیز دارد، بنابراین خیلی سریغ مکان وقوع صحنۀ حود را در ادارۀ پلیس، اتاق پذیرایی، یا پارکینگ قرار ندهید. همیشه در نظر بگیرید که شخصیت‌ها چه می‌توانند انجام دهند،‌ حتی اگر مستقیماً با کانون صحنه در ارتباط نباشد. پیوند عاطفی میان پدر و پسر در یک کشتارگاه فرق بسیاری دارد با دیالوگی با همین مضمون که بین آن‌ها در مسابقات رسمی بولینگ ردوبدل می‌شود.

 

۵. بپرسید: غافلگیرکننده‌ترین اتفاقی که می‌تواند در این صحنه رخ دهد چیست؟

به خودتان اجازه دهید که از طرح فیلمنامه دور شوید و احتمالات حساب‌نشده و غیرمنطقی را در نظر بگیرید. چه اتفاقی خواهد افتاد اگر ماشین به دیوار برخورد کند و از آن عبور نماید؟ چه اتفاقی خواهد افتاد اگر قهرمان شما دچار خفگی شود و بمیرد؟ چه می‌شود اگر یک پسر جوان بالا بیاورد و یک انگشت از دهانش خارج شود؟

بیشتر صحنه‌های شما فاقد این جنبه‌های غیرمنتظره هستند. اما فیلم شما باید دارای لحظات معدود و کاملاً پیش‌بینی نشده‌ای باشد، پس همیشه از خود بپرسید، آیا این هم یکی از این موارد است؟

 

۶. بپرسید: این صحنه کوتاه است یا طولانی؟

هیچ چیز مأیوس‌کننده‌تر از این نیست که صحنۀ بزرگی با طول سه صفحه‌ بنویسید و بعد متوجه شوید که می‌توانستید کل آن را در ۲/۸ صفحه بیاورید. بنابراین پیش از نگارش صحنه از خودتان بپرسید: چه مدت زمانی از فیلم را می‌خواهم به این صحنه اختصاص دهم؟

 

۷. سه روش متفاوت برای شروع صحنه را ایده‌پردازی کنید.

توصیۀ سنتی این است که تا حد امکان دیر وارد صحنه شوید. البته، برای این کار باید بدانید که صحنۀ قبل چطور پایان یافته است. اغلب یک سیر طبیعی وجود دارد که پیشنهاد می‌کند چه تصویر اولیه یا دیالوگی برای آغاز کردن صحنه عالی است. اما به اولین گزینه اکتفا نکنید. دو مورد دیگر را نیز بیابید، و آنگاه ...

 

۸. در ذهن خود آن را به نمایش در آورید.

حداقل ۵۰ درصد فیلمنامه نویسی نشستن با چشمان بسته و دیدن صحنه‌های نوشته نشده در ذهن است. در دفعات نخست، کار سختی است: یک تمرین بازدارنده. اما سرانجام، صدای شخصیت‌ها را می‌شنوید که با یکدیگر صحبت می‌کنند، و حرکات مبهم، به کنش‌های واضعی تبدیل می‌شوند. اگر همیشه نمی‌توانید یک صحنه را تا پایان در ذهن خود به نمایش درآورید،‌ نگران نباشید ـ به احتمال فراوان، انتهای آن را هنگام نوشتن و نه در ذهن پیدا خواهید کرد.

در این مرحله عجله نکنید. اجازه دهید صحنه از فیلتر ذهنی شما عبور کند. دیالوگ‌ها را زیر لب بگویید. تا جایی که می‌توانید خود را در لحظه غرق کنید.

 

۹. یک نسخۀ سردستی بنویسید.

نسخۀ سردستی در واقع برگۀ تقلبی است تا صحنۀ بزرگی را که در ذهن خود دیده‌اید به خاطر بسپارید. جملات را ننویسید؛ دیالوگ‌های کامل را ننویسید. نباید بیش از پنج دقیقه طول بکشد. حداقل کلمات ممکن را روی کاغذ بیاورید تا در ساعت بعدی که صحنه را می‌نویسید، آن را فراموش نکنید.

من معمولاً این نسخۀ سردستی را با حروف ریز روی کاغذ می‌آورم ـ گاهی حتی پشت پاکت نامه ـ اما می‌توانید آن را تایپ هم کنید. نسخۀ سردستی من به این صورت است:

  • دانکن روی لبۀ صندلی منتظر است
  • ITO
  • من یکی از دکترهایی بودم که همسر شما را معاینه کرده
  • تصادف
  • جراحت شدید، تیم رسیدگی به جراحات، متأسفیم، نتوانستیم او را نجات دهیم
  • (می‌نشیند، واکنش غیرارادی)
  • ماهیت جراحات، نگرانی در مورد اینکه جنین در رحم زنده نمی‌ماند. پیراپزشک با سزارین قادر است پسربجه را سالم به دنیا بیاورد
  • (سر تکان می‌دهد و چیزی نمی‌شنود)
  • پرستار شما را می‌برد تا او را ببینید، می‌دانید کارهای زیادی هست که باید انجام داد
  • چی
  • کارهای زیادی هست که باید انجام داد
  • می‌توانم او را ببینم؟
  • بله
  • چه کسی را ببینید؟
  • پسرتان. پیراپزشک توانست.
  • (تخته شاسی را می‌گیرد)
  • می‌دانم ممکن است به نظر برسد
  • همسرم باردار نبود
  • همسرتان به شما نگفت ...
  • همسر من اصلاً باردار نبوده. سه سال تلاش می‌کردیم. هفته پیش در کلینیک باروری
  • من خودم بچه را معاینه کردم. تقریباً در شرایط مناسبی است.
  • نمی‌دونم بچۀ کیه، مال اون نبود.

یک جورهایی آشفته است و برای کسی جز خود من مفهوم نیست ـ و تنها کمی بعد از اینکه آن را نوشتم برایم قابل درک است. اما ایرادی ندارد. نسخۀ سردستی برای این است که موقع نوشتن نسخۀ کامل صحنه سردرگم نشوید. بسیار خوب، حالا زمان آن است که ...

 

۱۰. صحنه کامل را بنویسید.

اگر نسخۀ سردستی را تایپ کرده‌اید، سعی نکنید که تنها آن را پروبال دهید. تمیزکاری را شروع کنید. نسخۀ سردستی تعمداً افتضاح است، و بازنویسی نوشته‌ای افتضاح، همچنان افتضاح است.

نسخۀ سردستی طرح شما برای صحنه است. بله، این شانس را به خودتان بدهید که اگر ایدۀ بهتری به ذهنتان رسید، از نسخۀ سردستی منحرف شوید. اما اگر واقعاً در ذهن خود برای آن زمان گذاشته‌اید (۸#)، احتمالاً تاکنون در مسیر صحیحی قرار داشته است.

بسته به ماهیت صحنه، شاید بخش اصلی کار نوشتن دیالوگ‌های درست باشد. صرف‌نظر از این مسئله، تمرکزتان روی این باشد که بهترین کلمات را برای توصیف شخصیت‌ها، کنش‌ها و لحن انتخاب کنید، تا خوانندگان شما همان صحنه را در ذهن خود ببینند.

 

۱۱. دویست بار تکرار کنید.

 

ترجمه: محبت محبی

درباره

جان آگوست فیلمنامه نویس، کارگردان و وبلاگ‌نویس محبوب آمریکایی است. او مدرک خود در رشته خبرنگاری را از دانشگاه دریک در آیوا،‌ و مدرک فوق‌لیسانس سینمای خود را از دانشگاه کالیفرنیای جنوبی دریافت کرد. او نویسندۀ فیلمنامۀ فرشتگان چارلی، و نیز برخی از آثار تیم برتون از جمله چارلی و کارخانۀ شکلات‌سازی، ماهی بزرگ، عروس مرده و فرانکن‌وینی است. او در سال ۲۰۰۷ فیلم The Nines را بر اساس فیلمنامه‌ای نوشتۀ خود و با بازی رایان رینولدز و ملیسا مک‌کارتی کارگردانی کرد. او نویسندۀ داستان‌های کوتاه، وبلاگ جان آگوست و توسعه‌دهندۀ نرم‌افزارها و اپلیکیشن‌های فیلمنامه نویسی است. او را در توییتر دنبال کنید: https://twitter.com/johnaugust