همه چیز درباره فیلم‌‌های فرنچایز

نوشته شده توسط فرهاد پروین

 

 

همه چیز درباره فیلم‌‌های فرنچایز

فیلم‌های فرنچایز را فیلم‌های دنباله‌دار و فیلم‌های سریالی نیز گفته‌اند. در ادبیات سینمایی ما معادل دقیقی برای این عبارت وجود ندارد و استفاده از عبارات فیلم دنباله‌دار و فیلم سریالی نیز چندان با تعریف درست «فیلم‌های فرنچایز» سازگار نیست. فرنچایز در دنیای رسانه‌ها (فیلم، تلویزیون، کتاب و ...) به امتیاز قانونی استفاده از یک محصول فکری اطلاق می‌شود. به طور کلی فرنچایز را می‌توان مجموعه‌ای تعریف کرد که تمام آن در یک رسانۀ بخصوص تولید شده و حق بازاریابی و تبلیغات در سایر رسانه ها را نیز دارد. در دنیای سینما، جیمز باند رکورد بیشترین تعداد فیلم فرنچایز (٢٤ عنوان فیلم) را به خود اختصاص داده است. آثاری که از پنج دهه پیش تاکنون چندین بازیگر عوض کرده، کارگردانان زیادی پشت دوربین آن قرار گرفته‌اند و نویسندگان بسیاری برایش دست به قلم شده اند، اما همۀ آن‌ها را تحت عنوان جیمز باند می‌شناسیم. فرنچایز در سینما همچون سایر صنایع، مارک تجاری شناخته شده‌ای را خلق می‌کند که به مشتری (در اینجا مخاطب فیلم) آگاهی لازم برای خرید محصول را پیشتر بر اساس شهرت برندش داده است. فیلم‌های فرنچایز مثل کوکاکولا هستند. همیشه می‌دانید محتویاتشان چیست.

گرایش شدیدی برای یکی دانستن مفهوم «فیلم‌های دنباله‌دار» با «فیلم‌های فرنچایز» لااقل در ادبیات سینمایی ما وجود دارد. عبارت فیلم دنباله‌دار، بسیاری از آثار تولید شده بر اساس شخصیت‌ها و فضای مجموعه‌ای‌ فیلم‌ها را که به آن‌ها آثار جانبی (spin-off) می‌گویند شامل نمی‌شود. آثار جانبی فرنچایز هستند ولی دنباله‌ای بر فیلم‌ها نیستند. برای مثال، هر تماشاچی سینما، مجموعه فیلم‌های شرک را چهار عنوان می‌داند، حال آنکه در فیلم‌های فرنچایز شرک، شش عنوان ثبت شده است. فیلم کوتاه تلویزیونی Shrek of the Hall و انیمیشن بلند گربه چکمه‌پوش که از دل مجموعه فیلم‌های شرک بیرون آمده و به نظر خود فیلم مستقلی است، در حالی که نه تنها خود شخصیت گربۀ چکمه‌پوش، که حال‌و‌هوا و موقعیت زمانی و مکانی آن نیز وامدار شرک است و داستان گربۀ دوست‌داشتنی مجموعۀ شرک را پیش از آشنایی‌اش با شرک و رفقا روایت می‌کند!

مفاهیم دیگری که در مبحث فیلم‌های فرنچایز باید به آن پرداخت دنباله (sequel) و پیش درآمد (prequel) هستند. دنباله را که می‌توان پی‌آیند نیز نامید، به فیلم‌هایی که از نظر داستانی مربوط به بعد از فیلم قبلی است می‌گویند. مثلاً داستان فیلم ب مربوط به بعد از فیلم الف  می‌شود، پس فیلم ب یک پی‌آیند یا دنباله بر فیلم الف است. در تاریخ سینما نمونه‌های دنباله‌ها بسیارند. به عنوان مثال، می‌توان فرنچایز مرد عنکبوتی را نام برد که داستان مرد عنکبوتی٢ بعد از مرد عنکبوتی١ است. پیش درآمد اما مفهوم پیچیده‌تر و جالب‌تری است. پیش درآمدها در واقع داستان‌شان قبل از فیلم اصلی روایت می‌شود، حتی اگر بعد از آن تولید شده باشند. مثلا اگر فیلم ب داستانش مربوط به قبل از فیلم الف باشد، حتی اگر بعد از فیلم الف هم تولید شده باشد پیش درآمد فیلم الف خوانده می‌شود.

پیش درآمدها پیشینۀ داستان و شخصیت‌ها را مشخص می‌کنند و ممکن است هیچ ارتباط داستانی به فیلمی که داستانش بعد از آن می‌گذرد هم نداشته باشند. فیلم‌های فرنچایز جنگ‌های ستاره‌ای (جنگ ستارگان) از شش فیلم مجزا تشکیل شده که سه تای اول در دهه‌های هفتاد و هشتاد میلادی (به ترتیب سال‌های ١٩٧٧، ١٩٨٠ و ١٩٨٣) و سه تای دوم در دهۀ گذشته (١٩٩٩، ٢٠٠٢ و ٢٠٠٥) ساخته شده‌اند که سه فیلم ساخته شده در دهۀ گذشته پیش درآمدهای این فرنچایز هستند و داستان‌شان قبل از سه فیلم قبلی می گذرد. البته در فرنچایز جنگ‌های ستاره‌ای انیمیشنی ٩٨ دقیقه‌ای به نام جنگ‌های کلون‌ها نیز به چشم می‌خورد که در سال ٢٠٠٨ میلادی تولید شده و علیرغم استفاده از شخصیت‌های اصلی این فرنچایز (آناکین اسکای واکر، اوبی وان کنوبی، یودا و ...) خط داستانی مجزایی دارد.

بسط و گسترش داستان که از مهم‌ترین مهارت‌های یک نویسنده است نقش تعیین‌کننده‌ای در موفقیت و اقبال فیلم‌‌های فرنچایز دارد. بسیاری از نویسنده‌ها قابلیت روایت داستانی در قالب یک فیلم بلند دو ساعته را دارند اما تبدیل ایده‌ای به اولین قسمت از یک فرنچایز نویسندگان را با چالش ویژه‌ای روبرو می‌کند. هر کدام از قسمت های فرنچایزها باید بتوانند علاوه بر بسط و گسترش داستانِ قسمت‌های پیشین، خود نیز اثری مستقل محسوب شوند. نویسنده در هر کدام از قسمت‌ها علاوه بر نگارش فیلمنامه‌ای یکپارچه که تمامیت نمایشی دارد باید مراقب باشد که در حال نگارش قسمتی از یک فرنچایز است. نوشتن پیش درآمدها چالش پیچیده‌تری است. اگر نویسنده موقع نوشتن دنباله باید داستان (و البته کاراکترها) را بسط دهد، موقع نوشتن پیش درآمد باید داستانی بنویسد که پیشتر بسط داده شده. در واقع نویسنده انگار دارد داستانی را که قبل گسترش داده شده برای گسترش دادن آماده می کند. از بهترین نمونه‌ها باز هم می‌توان به فیلم‌های فرنچایز جنگ‌های ستاره‌ای اشاره کرد که نویسندگان در دو دهۀ بعد، داستان شکل‌گیری شخصیت‌هایی را می‌نویسند که قبلا بسط داده شده بودند.

فرنچایزها اما همیشه مثل جنگ‌های ستاره‌ای ـ که تبدیل به بخشی از فرهنگ عامه شده ـ موفق نیستند. گاه فیلم‌های فرنچایز شروع خوبی دارند اما در انتها به قدرت آغازشان نمی‌مانند. فیلم‌های فرنچایز اره در قسمت‌های ابتدایی خود فیلم‌های سرگرم کننده و خوبی عرضه می‌کند. خشونت بی‌حد و حصر فیلم و داستان گیرایش خوشایند مخاطبان نوجوان است اما در قسمت‌های بعدی به شدت افت می‌کند. فرنچایز اره تاکنون هفت عنوان را در خود جای داده که مقایسه فیلم‌های انتهایی با فیلم‌های اول نشان می‌دهد نویسنده خواسته صرفاً با تکرار الگوی موفق پیشین خودش و استفادۀ  دوباره و چندباره از هر آنچه قبلاً دیده‌ایم از موقعیت تثبیت شدۀ این فرنچایز استفاده کند. حال آنکه مقایسۀ فروش اره ٦ با قسمت‌های اول و دوم نشان می‌دهد حتی برای مخاطب نوجوان این فیلم‌ها نیز خلاقیت در زمینۀ داستان حرف اول را می‌زند. تکنولوژی سه بعدی فعلا به داد قسمت هفتم این فرنچایز که اکتبر ٢٠١٠ روی پرده رفت آمده و فروشش را بیشتر از قسمت قبل کرده، گرچه هنوز تا موفقیت قسمت‌های آغازین این فرنچایز فاصله بسیار است.

فرنچایزها عمدتاً در ژانرهای بخصوصی تولید می‌شوند. اکشن و تریلر، علمی تخیلی، فانتزی، وحشت و کمدی، از جمله ژانرهایی هستند که بیشترین تعداد فیلم‌های فرنچایز در آن تولید شده‌اند. آثار ابرقهرمانی که بیشتر در فصل تابستان پرده‌های نقره‌ای سینماها را پر می‌کنند احتمالاً اولین تصاویری هستند که از فرنچایزها به ذهن متبادر می‌شود در حالی که آثار بزرگی مثل پدرخوانده‌ها نیز در واقع فیلم‌های فرنچایز محسوب می‌شوند.

همان‌طور که گفته شد فرنچایزها در ژانرهایی تولید می‌شوند که بدنه و جریان اصلی سینما محسوب می‌شوند و به جز نمونه‌ای مثل پدرخوانده، کمتر می‌توان فرنچایزی را یافت که جایی در لیست فیلم‌های محبوب منتقدان سخت‌گیر سینما و فیلم‌بین‌های جدی داشته باشد. فرنچایزها با الگوهای تثبیت شده و جواب پس داده‌ای سر‌و‌کار دارند که مخاطب با آن‌ها آشناست، نه با آثار نخبه‌گرایی که اعضای باشگاه‌های فیلم و خوانندگان مجلات تخصصی سینمایی آن‌ها را می‌پسندند. فرنچایزها بازتاب دهندۀ روح اجتماع و خواست و نیاز عموم افراد جامعه‌اند و مطالعۀ فیلم‌های فرنچایز مستلزم شناخت فرهنگ عامه و سازوکارهای آن است. رونالد ریگان در زمان حضورش در کاخ سفید، رقابت فضایی با شوروی سابق را به جنگ‌های ستاره‌ای تشبیه کرد. در واقع، ریگان با زبان توده‌ها با آن‌ها حرف می‌زد.

درباره

فرهاد پروین فارغ‌التحصیل کارشناسی مترجمی زبان انگلیسی از دانشگاه آزاد آبادان، کارشناسی ارشد ادبیات نمایشی از دانشگاه آزاد بوشهر، و دکترای فلسفه هنر از دانشگاه آزاد سنندج است. او فیلمنامه‌نویس، فیلمساز کوتاه و مدرس فیلمنامه‌نویسی در انجمن سینمای جوان اهواز، انجمن سینمای جوان آبادان، و هنرستان سینمای اهواز است. او همچنین در انجمن سینمای جوان اهواز و دانشگاه علوم پزشکی (جندی شاپور) اهواز کارگاه (ورکشاپ) فیلمنامه نویسی، و در مؤسسه فرهنگی باغچه دوره‌های «مبانی فلسفه هنر» برگزار می‌کند. وی همچنین عضو شورای آموزش انجمن سینمای جوانان خوزستان می‌باشد.