نفوذ هوش مصنوعی در سینمای علمی‌تخیلی

نویسنده: هدا عربشاهی
دسته:

هوش مصنوعی (Artificial Intelligence) در دهه‌های اخیر به منبع الهام‌بخشی بسیاری از فیلم‌های علمی‌تخیلی تبدیل شده است. ریاضیدان آمریکایی جان مک‌کارتی (۲۰۱۱-۱۹۲۷) نخستین‌بار در سال ۱۹۵۵ و در جریان سمینار تاریخی میان‌رشته‌ای خودش در نیوهمشایر این اصطلاح را به‌کار برد. به گفته ماروین مینسکی، دانشمند لابراتوار هوش مصنوعی در موسسه فناوری ماساچوست (MIT)، هدف از این رشته جدید، قادر ساختن ماشین‌ها برای انجام کارهایی است که انسان برای به نتیجه رساندن آنها نیازمند هوش است.

بنابراین، هوش مصنوعی به هوشی گفته می‌شود که از سوی ماشین یا نرم‌افزار به منصه ظهور می‌رسد. این مفهوم، برپایه اندیشه‌ای شکل می‌گیرد که براساس آن، ماشین یا دستگاه مکانیکی‌رایانه‌ای می‌تواند ویژگی منحصربه‌فرد بشر یعنی هوش یا خرد انسان ذی‌شعور (Homo sapiens) را به دقت و با درنظر گرفتن تمام جزئیات شبیه‌سازی کند. برای دستیابی به این توانایی، طیف گسترده و پیچیده‌ای از علوم شامل روان‌شناسی، زبان‌شناسی، فلسفه، علوم اعصاب، علوم رایانه‌ای، علوم ادراکی، تئوری کنترل، بهینه‌سازی و منطق، احتمالات و حتی روان‌شناسی مصنوعی وارد عمل می‌شوند.

عنوان اسرارآمیز و نوظهور این علم جدید در دهه‌های ۶۰ و ۷۰ قرن بیستم همانند آهنربای پرقدرتی ادبیات و سینمای علمی‌تخیلی را به‌سوی خود جذب کرد. این‌میان، شاید بتوان فیلم «۲۰۰۱؛ یک اودیسه فضایی» محصول ۱۹۶۸ به کارگردانی استنلی کوپریک را یکی از موفق‌ترین نمونه‌های این قبیل فیلم‌ها دانست. در این فیلم، پنج دانشمند سفرشان را با فضاپیمای «دیسکاوری- وان» به قصد رسیدن به سیاره مشتری آغاز می‌کنند. بخش وسیعی از عملیات دیسکاوری توسط رایانه مرکزی فضاپیما (HAL 9000 با صدای داگلاس رین) کنترل می‌شود. در برنامه‌ای که شبکه «بی‌بی‌سی» درباره این ماموریت پخش می‌کند، هال- ۹۰۰۰ در مصاحبه‌ای از اشتیاق خودش و از اینکه چه‌قدر از کار کردن با انسان‌ها خرسند است سخن می‌گوید.

فیلم استنلی کوپریک به قلم آرتور سی. کلارک نه فقط در زمان خودش بلکه تا دهه‌های پس از آن هم به‌عنوان یکی فیلم‌های تامل‌برانگیز در سینمای علمی‌تخیلی شناخته می‌شد. فیلمی که بعدها بسیاری از پیش‌بینی‌هایش به حقیقت پیوست که ساده‌ترین آنها انتخاب نام «دیسکاوری» برای سومین نمونه از سری شاتل‌های سازمان فضایی آمریکا است. ناسا در سال ۱۹۸۴ فضاپیمای دیسکاوری را پس از دو شاتل کلمبیا و چلنجر وارد برنامه فضایی خودش کرد.

تبلت، نمونه دیگری از تحقق رویای کوپریک- کلارک است. شرکت اپل در سال ۲۰۱۰ با عرضه اولین مدل از «آی‌پد»، انسان هزاره سوم را درگیر پدیده‌ای با عنوان «انقلاب تبلت‌ها» کرد، پدیده‌ای که با ورود سری «گلکسی» سامسونگ به دعوای حقوقی دامنه‌داری میان این دو شرکت تبدیل شد تاجایی‌که، در آوریل سال ۲۰۱۱ اپل سامسونگ را متهم کرد که به‌صورت کورکورانه در تولید تلفن همراه هوشمند «گلکسی» و تبلت «گلکسی تب» از «آی‌فن» و «آی‌پد» کپی‌برداری کرده است.

در ماه آگوست همان سال، وکلای شرکت کره‌ای در واکنشی عجیب و برای اثبات اینکه «گلکسی تب» از «آی‌پد» کپی نشده است با ارائه بخشی از فیلم ۲۰۰۱؛ یک اودیسه فضایی  اظهار داشتند که استیو جابز مخترع «آی‌پد» نیست بلکه استنلی کوپریک در سال ۱۹۶۸ اولین تبلت را ساخته و بنابراین حق امتیاز این دستگاه رایانه‌ای متعلق به اوست.

درحقیقت، در یکی از صحنه‌های فیلم «۲۰۰۱؛ یک اودیسه فضایی» دو فضانورد به نام‌های «باومن» و «پل» هنگام صرف ناهار از طریق دو صفحه نمایشگر لوح‌مانند با فرمانده‌شان صحبت می‌کنند. به‌گفته وکلای سامسونگ، طرح تبلت‌هایی که در این فیلم دیده می‌شوند در ۱۹۶۵ یعنی سه سال قبل از اینکه در این صحنه از فیلم استفاده شوند توسط عوامل فیلم ثبت اختراع شده‌ و بنابراین بسیار قدیمی‌تر از حق امتیاز اپل در سال ۲۰۰۴ است.

اما سومین و مهم‌ترین موردی که در زمان ساخت فیلم «۲۰۰۱؛ یک اودیسه فضایی» تنها یک اتفاق علمی‌تخیلی به‌نظر می‌رسید و امروزه وارد زندگی روزمره انسان‌ها شده است، رایانه مرکزی سخنگویی است که از همکاری با انسان‌ها لذت می‌برد. این رایانه امروزه در قالب سرور مرکزی کنترل هوشمند صوتی شرکت اپل و با نام «سیری» وارد جیب کت یا کیف دستی مردم شده است. اولین نسخه سیری که اکتبر سال ۲۰۱۱ (ده سال پس از اودیسه ۲۰۰۱!) عرضه شد به کاربر اجازه می‌داد که به آسانی و فقط از طریق صدا «آی‌فن» را کنترل کند و با اعلام فرامینی چون «به این فرد یک پیامک ارسال کن!»، «به من بگو کجا هستم!»، «فردا صبح من را از خواب بیدار کن!» و حتی «بهترین رستوران یونانی این شهر را برایم پیدا کن!» از عملکردهای دستگاه استفاده کند.

نسخه‌های ارتقایافته بعدی این سیستم، امکان کنترل دستگاه‌های الکترونیکی هوشمند خانه و هدایت خودرو فقط از طریق صدا را فراهم می‌کنند و حتی با دریافت داده‌هایی درباره فاکتورهای فیزیولوژیکی‌حسی و پردازش آنها با استفاده از الگوریتم‌هایی قادرند در قالب رفتاری تعاملی و از طریق صحبت‌کردن، کاربر را در شرایط روحی مساعدتری قرار دهند و به زبانی ساده با ارباب خود درد دل و احساس همدردی کنند؛ ویژگی مهمی که بارها کاربران این سیستم را دچار سردرگمی کرده و آنها را به این باور رسانده که سیری، انسانی است آن‌سوی خط که با آنها صحبت می‌کند! هرچند، سیری تنها نمونه از این فناوری نیست اما به‌دلیل وسعت، شاید مهم‌ترین و معروف‌ترین آنها باشد. سیستمی که در مسیر تکامل می‌تواند به شکل "سامانتا"ی فیلم «او» (Her) متجلی شود.

اما از «۲۰۰۱؛ یک اودیسه فضایی» تا سیستم عامل هوشمند «او»، سینمای علمی‌تخیلی پابه‌پای علم واقعی راهی طولانی را برای درک بهتر و معرفی هوش مصنوعی طی کرده است. مسیری که التهاب آن با نزدیک‌شدن به هزاره سوم به اوج رسید و در قالب نمونه فیلم‌هایی چون؛ «مرد ۲۰۰ ساله» محصول ۱۹۹۹ به کارگردانی کریس کلمبوس و براساس رمان «مرد پوزیترونی» نوشته آیزاک آسیموف و رابرت سیلوربرگ با بازی رابین ویلیامز فقید، «A.I» (هوش مصنوعی) محصول ۲۰۰۱ اثر استیون اسپیلبرگ، «من، ربات» محصول ۲۰۰۴ به کارگردانی الکس پرویاس براساس مجموعه داستان‌هایی با همین عنوان نوشته آیزاک آسیموف و با بازی ویل اسمیت و انیمیشن «وال- ای» محصول ۲۰۰۸ والت دیزنی- استودیو پیکسار نمایان شد و در سال ۲۰۱۳ با فیلم‌هایی چون «او» به کارگردانی اسپایک جونز و «ماشین» به کارگردانی کاراداگ دبیلو. جیمز و در سال ۲۰۱۴ با فیلم «برتری» به کارگردانی والی فیستر و با بازی جانی دپ و مورگان فریمن و در سال ۲۰۱۵ با فیلم «چپی» به کارگردانی نیل بلوکمپ ابعاد جدیدی از وجود خود را به ظهور رساند.

با نگاهی گذرا به فیلم‌هایی که تا پیش از «او» ساخته شده‌اند می‌توان رد هوش مصنوعی را در دو مفهوم متفاوت دنبال کرد. مفهوم نخست، رایانه‌های مرکزی خودمختار، دیکتاتور، مخرب و بی‌رحمی هستند که از قدرتشان برای تسلط بر دنیا، اجرای نقشه‌های شوم ضدانسانی و نقض اخلاق استفاده می‌کنند. رایانه‌هایی که در «۲۰۰۱؛ یک اودیسه فضایی»، «من، ربات» و «وال- ای» حضور دارند در چنین جایگاهی قرار می‌گیرند. این هوش‌های مصنوعی اگرچه در ابتدا تظاهر به احساس می‌کنند اما در نهایت نشان می‌دهند که چیزی جز مغزهای داده‌پردازی‌شده بی‌احساس با توانایی تعامل و انتخاب نیستند. هوش‌های مصنوعی این گروه با برخورداری از مغز ابرقدرت خودشان موفقیت‌های ابتدایی مخربی را در مقابل انسان به‌دست می‌آورند و او را تا مرز شکست و تسلیم‌شدن در برابر مخلوقی که زاده ذهن خود اوست پیش می‌رانند. در این قبیل فیلم‌ها، انسان ناامید، در می‌یابد که تنها راه مبارزه با قدرت منطق و استدلال سلطه‌گرانه هوش مصنوعی استفاده از سلاح عشق و ایمان است. به این ترتیب، قلب در برابر مغز، عقل در برابر احساس و انسان در برابر ماشین به پیروزی می‌رسد.

گونه دوم هوش مصنوعی در مقوله‌ای جای می‌گیرد که به شکل ربات‌های فیلم‌های «مرد ۲۰۰ ساله»، «من، ربات»، «وال-ای» و «A.I» نمایان می‌شود. این هوش‌های مصنوعی، به دلیل داشتن ظاهری انسانی علاوه‌براینکه از مغزی تکامل‌یافته و منطق‌گرا برخوردارند، همانند انسان قادر به درک احساسات و عواطف هم هستند. این ربات‌ها اگرچه به قدرت ذهنی تحلیلگر خود واقف‌اند و به آن افتخار می‌کنند اما نه فقط از این توانایی برتر به‌عنوان اسلحه‌ای مخرب برای نابودی دنیا استفاده نمی‌کنند که به‌دلیل درکی که از منحصربه‌فردبودن توانایی‌های احساسی انسان دارند تلاش می‌کنند تا این قدرت ناشناخته را بیاموزند. در بعضی از این فیلم‌ها، ربات‌های هوشمند به انسان‌ها در نجات دنیا و رهاشدن از نیروهای شر شکل‌گرفته در ذهن مطلق‌گرای ابررایانه‌های مرکزی کمک می‌کنند و در برخی دیگر از فیلم‌ها  به همزیستی مسالمت‌آمیزی با انسان‌ها نائل می‌شوند.

از سال ۲۰۱۳ و با ساخت فیلم‌های «ماشین» (محصول انگلستان)، «او» و «برتری»، شقّ جدیدی از هوش مصنوعی معرفی می‌شود. این نوع جدید هوش مصنوعی، همان مغز مرکزی است که دیگر، عقل‌گرایی مطلقش را کنار گذاشته و به‌سوی ماهیت انسانی پیش می‌رود. این مغز مصنوعی متفکر، برخلاف اجداد ویرانگرش فقط می‌خواهد از هویتی صرفاً مجازی به هویتی فیزیکی‌احساسی دست یابد. در «او»، هوش مصنوعی، سیستم عاملی است که همان‌طور که پیشتر گفته شد، نسخه تکامل‌یافته آینده‌ای نه‌چندان دور و باورپذیر (سال ۲۰۲۵) سیستم‌های کنترل هوشمند صوتی (همانند سیری) است. این سیستم عامل، بی‌آزار و مهربان است و قدرت مغز پردازش‌یافته‌اش را با عشق تقدیم انسان می‌کند اما به‌دلیل ماهیت مجازی‌اش در نهایت موجب یاس خودش و اربابش می‌شود.

در فیلم‌های «ماشین» و «برتری»، هوش مصنوعی همان هوش انسان است که با تراشه‌های رایانه‌ای در می‌آمیزد و هویتی مجازی‌فیزیکی می‌یابد اما به‌دلیل غیرعادی بودن از جامعه انسانی طرد می‌شود.

تاریخ قرون متاخر نشان می‌دهد که هر پیشرفت علمی و توسعه فناوری از ذهن خلاق نویسندگان علمی‌تخیلی آغاز می‌شود، بنابراین دور از انتظار نیست که تصور کنیم هزاره حاضر، مملو از هوش‌هایی مصنوعی شود که بدون ایجاد رعب و وحشت، به انسان‌ها در انجام تکالیف زندگی یاری می‌رسانند.

درباره

هدا عربشاهی، خبرنگار، نویسنده و مترجم ایرانی فارغ‌‌التحصیل رشتۀ مترجمی زبان ایتالیایی از دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال است. او دورۀ آموزش خبرنویسی و گزارش‌نویسی را در باشگاه خبرنگاران جوان و دوره دانش‌افزایی در رشتۀ ادبیات مدرن ایتالیا را در دانشگاه مطالعات میلان ایتالیا گذرانده است. او به زبان‌های ایتالیایی و انگلیسی مسلط بوده و به عنوان مترجم متون علمی و مترجم شفاهی (interpreter) نیز مشغول به فعالیت است. از او دو رمان به نام‌های ‌آنروز خواهد آمد‌ (۱۳۷۸) و ‌زمان منفی‌ (۱۳۸۸) و ترجمۀ کتاب ‌مریخی‌ها خود ما هستیم‌ (۱۳۹۳) نوشتۀ ‌جووانی بینیامی‌ (رئیس کمیته بین‌المللی تحقیقات فضایی و رئیس شورای مشورتی آژانس فضایی اروپا) و سه نمایشنامه کمدی از ایتالو کُنتی منتشر شده است. از فعالیت‌های رسانه‌ای او می‌توان به خبرنگار و مترجم بخش بین‌الملل و علم و فناوری در باشگاه خبرنگاران جوان (۱۳۸۲-۱۳۸۱)، دبیر صفحات بین‌الملل و علم و فناوری روزنامه راه مردم (۱۳۸۴-۱۳۸۳)، دبیر صفحات اقتصاد بین‌الملل و فناوری اطلاعات در هفته‌نامه اقتصاد و مردم (۱۳۸۵)، خبرنگار و مترجم بخش علم و فناوری در خبرگزاری مهر (از ۱۳۸۶ تا ۱۳۹۱)، فعالیت در ماهنامه و فصلنامه همشهری اقتصاد از سال ۱۳۹۰، مترجم شفاهی زبان ایتالیایی در آژانس‌های زیر نظر اداره رسانه‌های خارجی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از سال ۱۳۹۰، فعالیت در رادیو ایتالیایی معاونت برون‌مرزی صدا و سیما تا سال ۱۳۹۲، نویسنده کارشناس برنامه تخصصی "فتوحات علمی ایران" در رادیو ایتالیایی، نویسنده، پژوهشگر و کارشناس خبری برنامه دیالوگ رادیو نمایش تا سال ۱۳۹۲، عضو تحریریه ماهنامه نجوم از سال ۱۳۹۳، کارشناس برنامه‌ اقتصاد حوالی فرهنگ سال ۱۳۹۴ رادیو اقتصاد،  کارشناس برنامه‌ نمودار رادیو ایران ۱۳۹۴-۱۳۹۵ و دبیرتحریریه ماهنامه دانشمند از ۱۳۹۴