در دنیای پس از اعتصاب - قسمت دوم

نوشته شده توسط چاد گرویچ

اعتصاب، شبکه‌های تلویزیونی را مجبور کرد جدول‌های پخش‌شان را با نمایش‌های واقع‌نما‌ی نسبتاً ارزان مثل مسابقۀ استعدادیابی آمریکا١ و معامله می‌کنی یا نه؟٢  پر کنند. و با وجود آنکه این تغییر باعث ریزش چشمگیر مخاطبان شد (ریزش مخاطب در مجموع حدود ۲۰ درصد بود)، درس مهمی به مدیران اجرایی داد: نمایش‌های واقع‌نما٣  شاید همیشه بینندگان انبوه سریال‌های داستانی موفق را نداشته باشند، اما هزینۀ پایین‌شان آن‌ها را پرسودتر می‌کند. (در ٢٠٠٧ ـ ٢٠٠٨، فصل اعتصاب، هزینۀ آگهی تلویزیونی ٣٠ ثانیه‌ای سریال بازمانده۴  نسبت به CSI تنها ۴٠٫٠٠٠ دلار کمتر بود ... یک ساعت نمایش واقع‌نما حدود یک میلیون دلار هزینه می‌تراشد، در حالی که یک ساعت سریال داستانی اغلب بیش از سه میلیون دلار هزینه می‌برد.)

متأسفانه با وجود اینکه تعداد بینندگان تلویزیون هنوز مثل سابق نیست ـ وقتی فصل نمایش در ماه مه گذشته پایان یافت، مخاطبان تلویزیون در ردۀ سنی بین ١٨ تا ٤٩ سال ١٦ درصد ریزش داشتند ـ نمایش واقع‌نما موقعیت خود را حفظ می‌کند. از ١٨ ساعت پربینندۀ جدول پخش پاییز ٢٠٠٩ شبکۀ ABC، فقط ٩ ساعت به سریال‌های داستانی۵  اختصاص داشت، و NBC اخیراً شب‌ها یک ساعت از [برنامه‌های خود] کاسته است تا برای نمایش جی لنو۶  جا باز کند ـ با [هزینه‌ی] تقریبی ۵٠٠٫٠٠٠ دلار برای هر اپیزود ـ که هزینۀ آن حدود یک ششم ساخت یک ساعت سریال داستانی است.

کمبود سریال‌های داستانی که با کمی بودجه جهت استخدام نویسندگان همراه شده، به معنای آن است که تلویزیون شغل‌های نویسندگی کمتری را نسبت به قبل ارائه می‌کند.

باب کوشل٧، تهیه‌کننده [و فیلمنامه‌نویس] می‌گوید: "شبکه‌های تلویزیونی برای تولید سریال به شیوۀ سابق دیگر بودجه یا زمان ندارند. به همین خاطر برنامه‌های دیگر و این نمایش‌های واقع‌نما را تهیه می‌کنند که یک سوم [سریال داستانی] هزینه دارد. این برنامه‌ها محبوبیت کمتری دارند، اما [نمایش‌های واقع‌نما] پولسازترند."

در نتیجه، نویسندگان تلویزیون اکنون با یکی از وارون‌نمایی‌های تراژیک اعتصاب اتحادیۀ نویسندگان آمریکا روبه‌رو هستند: وقتی شبکه‌های تلویزیونی را مجبور کردیم بدون ما به حیات خود ادامه دهند، انگار که خیلی هم خوب به آنها یاد دادیم بدون ما به حیات خود ادامه دهند.

با این وجود، در حالی که تعداد بینندگان شبکه‌های تلویزیونی طی اعتصاب به سرعت کاهش یافت، تعداد بینندگان شبکه‌های تلویزیونی کابلی٨ به شدت افزایش یافت ـ ده شبکۀ کابلی با افزایش مخاطب متجاوز از ١۵ درصد روبه‌رو شدند. چرا؟  زیرا بیشتر شبکه‌های کابلی با ساخت نمایش‌های واقع‌نمای کم هزینه به حیات خود ادامه می‌دهند، پس وقتی که پخش‌کنندگان تلویزیونی تحت فشار اعتصاب برنامه‌های جدید کمتری را می‌توانستند ارائه کنند، کانال‌های کابلی همچنان با قدرت به کار خود ادامه می‌دادند. و در حالی که "نمایش‌ واقع‌نما" در تلویزیون به بازی‌ها یا مسابقات فراگیر مثل برترین مدل آمریکا٩ یا  سقوط١٠  می‌پردازد، نمایش واقع‌نما در تلویزیون کابلی برنامه‌های داستان‌‌گونه و واقعی بیشتری را دربردارد، مثل خطرناک‌ترین شکار١١  و داگ شکارچی مجرمان١٢، و نیز "سریال‌های مستندی" که داستان‌هایشان مثل داستان‌های سریال‌های کمدی و درام به نظر می‌رسند.

در واقع، TLC، که زمانی شبکۀ "آموزشی" کوچک و کم اهمیتی بود، برای نمایش اپیزود اول فصل [پنجم] سریال جون و کیت به اضافۀ ۸  ١٣  ٩.۸ میلیون نفر بیننده جمع کرد، و قسمت پایانی فصل [پنجم] سریال گمشده۱۴  محصول ABC (که دو هفته زودتر روی آنتن رفت بود) را که ۴٠٠٫٠٠٠ نفر بیننده داشت شکست داد. پس اعتصاب مردم را از تلویزیون دور نکرد ... فقط آن‌ها را به سوی تلویزیون کابلی سوق داد. در واقع، علیرغم افول تلویزیون، مخاطبان در پایان سال ٢٠٠٨ نسبت به سال قبل روزانه شش ساعت بیشتر تلویزیون می‌دیدند ... فقط اینکه برنامه‌ها را از شبکه‌های تلویزیونی عادی تماشا نمی‌کردند.

اکنون به لطف اعتصاب، تلویزیون کابلی به اوج خود رسیده، و شبکه‌های کابلی ـ از جمله آن‌هایی که به طور سنتی بیشتر نمایش واقع‌نما می‌سازند ـ به سریال‌های داستانی روی آورده‌اند. شبکه MTV که قبلاً سال‌ها روی [تولید] برنامه‌های غیرداستانی مثل دنیای واقعی۱۵ و تپه‌ها۱۶ متمرکز بود، اخیراً فهرست بلندپروازانۀ سریال‌های در حال تولید خود را اعلام کرده است، از جمله یک انیمیشن کمدی١٧ از ست میرز١٨  [نویسندۀ] شنبه شب داغ١٩  و پاتیتو فئو٢٠، اقتباسی آمریکایی از درامی اسپانیایی. علاوه بر این، تعداد شبکه‌های کابلی که سریال‌های داستانی سرگرم‌کننده می‌ساختند رو به افزایش است.

در پنجم ژوئن ٢٠٠٩، سریال‌های داستانی محبوب به هیچ عنوان دیگر از شبکه‌های عادی تلویزیون پخش نمی‌شدند؛ بلکه آن‌ها اپیزودهای اول فصل [سوم] سریال یادداشت را بسوزان٢١ و فصل [اول] سریال رنج‌های درباری٢٢ بودند که به جز مسابقات حذفی لیگ بسکتبال آمریکا که از ABC پخش می‌شد، همۀ برنامه‌های تلویزیونی را شکست دادند. در اواخر همان هفته، اپیزود اول [فصل نخست] سریال پرستار جکی٢٣ به رکورد بیشترین نمایش در تاریخ برنامه‌های تلویزیونی نایل آمد، و حتی قبل از هفتۀ دوم نمایش خود برای فصل دوم قرارداد بست. (با پیشگامی شبکه USA، دومین فصل سال ٢٠٠٩ بهترین فصل نمایش تلویزیون کابلی در تاریخ بود؛ و USA شبکه‌های ABC، CBS، NBC و فاکس را با ١٧۵ ساعت پربیننده‌ی تلویزیونی شکست جانانه‌ای داد ... و نسبت به شبکۀ CW مخاطبانش ٧٧ درصد بیشتر بودند.)

جن گریسانتی۲۴، مشاور شبکه‌های تلویزیونی، می‌گوید: "اکنون برای کانال کابلی بودن زمان خیلی خوبی است. کادر نویسندگان آن‌ها به بزرگی کادر شبکه‌های تلویزیونی نیست، زیرا بودجۀ چنین شبکه‌هایی را در اختیار ندارند، اما قطعاً فرصت‌های بیشتری را فراهم می‌کنند و این خیلی مورد نیاز است."

همچنین، تلویزیون‌های کابلی مایل‌اند به استعدادهای جدیدتر میدان دهند؛ کسانی مثل آرون کُرش٢۵، نویسندۀ رده پایین٢۶ (همه ریموند را دوست دارند٢٧، یادداشت‌هایی از زیر شکم٢٨) که اخیراً  پایلوت سوداگرانه‌ای را به شبکه USA فروخته است.

کُرش که اخیراً برای پایان ژرف٢٩ درامدی٣٠ میان فصل محصول ABC می‌نویسد، می‌گوید:"شبکه USA به نویسنده‌های کمتر شناخته شده مجال بیشتری می‌دهد. من هیچ‌وقت یک نمایش تلویزیونی را نپرورانده‌ام، اما به نظر می‌رسد که شبکه USA نسبت به شبکه‌های تلویزیونی نگاه متفاوتی به روند طراحی پروژه دارد. آن‌ها نمی‌آیند از همان ابتدا تعداد زیادی فیلمنامه بخرند و بعد درصد کمی از آن‌ها را برای پایلوت تقاضا دهند، و از این پایلوت‌ها درصد کمی را برای ساخت سریال سفارش دهند. آن‌ها هر فیلمنامه یا خلاصه داستانی که می‌خرند، می‌خواهند همان را روی آنتن بفرستند. آن‌ها زمان و انرژی قابل ملاحظه‌ای را به هر پروژه اختصاص می‌دهند، زیرا تعداد این پروژه‌ها معدود است."

او ادامه می‌دهد: "بالاخره [به جایی که می‌خواستم] رسیدم، تاکنون نویسنده‌ای رده پایین بودم و حالا با مدیران اجرایی بسیار رده‌ بالای شبکه USA همکاری متقابل دارم. آن‌ها وقت، توجه و نیروی فکری روند طراحی پروژه‌شان را در اختیار من قرار می‌دهند. همۀ این‌ها در مجموع به این مفهوم است که هر سریالی که آن‌ها می‌خرند، چه در کوتاه مدت و چه در دراز مدت، نسبت به برنامه‌های شبکه‌های تلویزیونی شانس موفقیت بیشتری دارد. این برای نویسنده می‌تواند خیلی جذاب باشد."

بنابراین، همچنان که سریال‌سازی‌ در تلویزیون کابلی به رشد و موفقیت بیشتری دست پیدا می‌کند، این تلویزیون می‌تواند به زودی به فرصت باارزشی برای نواندیشان تلویزیون [عادی] تبدیل ‌شود ... نه تنها برای نویسندگانی که امید دارند [در این تلویزیون‌ها] کار کنند، بلکه برای خالقان و تهیه‌کنندگانی که مشتاق فروش برنامه‌هایشان هستند.

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

١ ـ America’s Got Talent

٢ ـ Deal or No Deal

٣ ـ Reality Show یا Reality TV: نوعی ژانر تلویزیونی (رک "در دنیای پس از اعتصاب ـ بخش اول)

٤ ـ Survivor

٥ ـ Scripted show: سریال‌های تلویزیونی کمدی یا درام که ابتدا به صورت تریتمنت و سرانجام به صورت فیلمنامۀ نهایی نوشته می‌شود. این نوع برنامه دارای ساختار و گره‌گشایی از پیش تعیین شده است.

٦ ـ The Jay Leno Show

٧ ـ Bob Kushell

٨ ـ Cable network

٩ ـ America’s Next Top Model

١٠ ـ Wipeout

١١ ـ Deadliest Catch

١٢ ـ Dog the Bounty Hunter

١٣ ـ Jon & Kate Plus 8

١٤ ـ Lost

١٥ ـ The Real World

١٦ ـ The Hills

١٧ ـ منظور سریال انیمیشن"The Awesome" است.

١٨ ـ Seth Meyers

١٩ ـ Saturday Night Live

٢٠ ـ Patito Feo

٢١ ـ Burn Notice

٢٢ ـ Royal Pains

٢٣ ـ  Nurse Jackie

٢٤ ـ Jen Grisanti

٢٥ ـ  Aaron Korsh

٢٦ ـ Staff-level writer (همچنین Baby writer یا Staff writer): پایین‌ترین رده نویسندگان در شبکه‌های تلویزیونی که به نویسندگان کم‌تجربه یا بی‌تجربه اختصاص دارد. برنامه‌سازان با آن‌ها قراردادهای هفته به هفته می‌بندند که بنابر قوانین اتحادیۀ نویسندگان آمریکا، مدت آن می‌تواند ١٠، ٢٠ یا ٤٠ هفته باشد. نویسندگان رده پایین، طی این مدت در کنار نویسندگان باتجربه و کارکشته تجربه‌اندوزی می‌کنند و در صورتی که طی این دوره عملکرد خوبی داشته باشند، ترفیع می‌گیرند.

٢٧ ـ Everybody Loves Raymond

٢٨ ـ Notes From the Underbelly

٢٩ ـ The Deep End

٣٠ ـ Dramedy: نوعی ژانر که ترکیب درام و کمدی است.

درباره

بابک حجازی، مدیر و مؤسس سایت فیلم‌نوشت، نویسنده، مترجم و مشاور تولید و پخش آثار سینمایی است. برای کسب اطلاعات بیشتر درباره او روی لینک زیر کلیک کنید:

https://www.linkedin.com/in/babakh82