آنتاگونیست (Antagonist)

آنتاگونیست شخصیتی (یا شخصیت‌هایی) است که در تقابل مستقیم با پروتاگونیست قرار دارد و در مقام رقیب قهرمان عمل می‌کند؛ و بازنمود عینی وضعیت پیچیدۀ قهرمانان است. بسیار مهم است که به خاطر داشته باشیم آنتاگونیست در تفکراتش خود را آنتاگونیست فیلم نمی‌داند، بلکه خود را در مقام پروتاگونیست فیلم درنظر می‌گیرند، و بر این اساس هرکاری که برای متوقف کردن پروتاگونیست اصلی انجام می‌دهند را توجیه می‌کنند.

مثال‌ها:

آنتاگونیست‌ها طراحی شده‌اند تا همتای پروتاگونیست خود را بهتر جلوه دهند؛ او در زمینه‌هایی قوی است که پروتاگونیست ضعف دارد تا [بتواند] از ضعف‌های او بهرۀ لازم را ببرد، و قهرمان پیش از اینکه بتواند به نیت خود دست یابد باید آن ضعف‌‌ها را از میان ببرد. پس، قدرت آنتاگونیست غالباً با قدرت پروتاگونیست تعیین می‌شود: هرچه قهرمان قوی‌تر باشد، شخصیت منفی نیز قوی‌تر است. هرچند، گاهی وقت‌ها قهرمان می‌تواند در مقایسه با آنتاگونیست توانا و قدرتمند، طرف ضعیف‌تر باشد. تعلیق در شکست تقریباً مسجل قهرمانی ریشه دارد که با انعطاف‌پذیری و قاطعیت خود در برابر آنتاگونیست قدرت‌طلب مقبولیت کسب می‌کند. با این حال، برعکس آن را هم به ندرت می‌بینید؛ یک پروتاگونیست قوی و قدرتمند با آنتاگونیستی که طرف ضعیف‌تر است رقابت می‌کند.

نمونۀ رقابت یک آنتاگونیست قدرتمند با پروتاگونیستی که طرف ضعیف‌تر واقع شده، بیگانه در فیلم بیگانه (۱۹۷۹) در برابر ریپلی (سیگورنی ویور) است؛ موجود اسرارآمیزی که به ماشین آدم‌کشی بی‌نقص تبدیل می‌شود در فضاپیمایی از کارافتاده با یک انسان خصومت‌ورزی می‌کند و در گروه خدمه‌ای جای می‌گیرد که در وضعیت دشواری گرفتار شده‌اند. با اینهمه، ریپلی مقاومت می‌کند تا مجال زندگی داشته باشد؛ آن‌قدر که بعد از موفقیت اولیۀ بیگانه، نیروی لازم برای تولید سه دنبالۀ بعدی را فراهم کند.

نمونۀ رقابت آنتاگونیست و پروتاگونیستی که هم‌سنگ یکدیگرند، در جن‌گیر (۱۹۷۳) به نمایش گذاشته شده است؛ پازوزوی شیطان در مقام آنتاگونیست با پدر مرین (مکس فون سیدو) خردمند و بردبار نبرد می‌کند؛ در نتیجۀ این نزاع هردویشان از این جهان رخت می‌بندند.