قهرمان در درام: ضدقهرمان

نوشته شده توسط ملانی آن فیلیپس

ضدقهرمان به اندازه قهرمان شناخته شده و مشهور است. و همان‌طور که برای قهرمان خصوصیات مشخص و متمایزی دارد، ضدقهرمان نیز چنین است. در واقع، هر خصلتی که در قهرمان وجود دارد، ضدقهرمان دارای بدیل آن است.

و البته همان‌طور که بین قهرمانانه عمل کردن و قهرمان بودن تفاوت است، میان رذیلانه عمل کردن و ضدقهرمان کلاسیک درام بودن نیز فرق وجود دارد. در زندگی واقعی، کسانی را ضدقهرمان می‌شماریم که بدجنس هستند، به دیگران آسیب می‌رسانند و حقوق آن‌ها را پایمال می‌کنند. اما این فقط یک خصوصیت ضدقهرمان داستانی است، کسی که باید تمام کارکردهای دراماتیک مختص به خود را واقعیت بخشد.

در این مقاله، ساختار و سرشت گونهٔ ضدقهرمان را بررسی می‌کنیم و مشخص می‌کنیم که دقیقاً چه خصوصیاتی را باید داشته باشد.

 

"نفرین‌ها، باز به جایی نمی‌رسند!"

وقتی یک ضدقهرمان کلاسیک داستانی را در نظر می‌گیریم، تصویر آدمی شیطان‌صفت و بدسیما، سیاه‌دل و سیاه‌پوشی را برایمان تداعی می‌کند که از درد و رنجی که به دیگران وارد می‌کند لذت می‌برد. اما این تصویر صرفاً کلیشه‌ای است و بیشتر روی خصوصیات این شخصیت تمرکز دارد تا کارکردهای دراماتیک آن.

در حقیقت، همان‌طور که "نیکوکار" بودن خصیصهٔ اصلی قهرمان دراماتیک نیست، ماهیت سادیستی نیز به هیچ وجه خصیصهٔ الزامی ضدقهرمان دراماتیک نیست. مطمئناً ضدقهرمان آدم بدی است زیرا او یا می‌خواهد به دیگران آسیب برساند یا با متضرر کردن دیگران سود بیشتری ببرد. اما لذت بردن از رنج دیگران مشخصهٔ ضدقهرمانی است که ملودراماتیک می‌شود. همچنین، قهرمانی که نه تنها نیکوکار است بلکه در خوبی از حد لازم فراتر می‌رود تبدیل به یک قهرمان ملودراماتیک می‌شود.

پس اجازه دهید هم‌اکنون ملودرام را کنار بگذاریم و ضدقهرمان را شخصیتی با کارکردهای ویژه در داستان درنظر بگیریم.

 

تجزیه و تحلیل ضدقهرمان

حال چه چیزی معرف ضدقهرمان داستانی است؟ چهار عنصر کلیدی باید در کار باشد و مهم نیست که می‌خواهید چه عناصر دیگری را به این تعریف اضافه کنید. ضدقهرمان دراماتیک باید موارد زیر باشد:

  • آنتاگونیست
  • شخصیت تأثیرگذار
  • دومین شخصیت محوری
  • شخصیت منفی

احتمالاً با سه تا از این چهار اصطلاح آشنایی دارید، اما مفهوم شخصیت بانفوذ شاید برایتان تازگی داشته باشد. در واقع، اگرچه بقیه شخصیت‌ها از نام‌شان قابل‌تشخیص هستند، خصوصیات‌شان که در اینجا ذکر می‌شود شاید شما را غافلگیر کند.

 

آنتاگونیست

آنتاگونیست فقط یک کارکرد دارد و آن اینکه پروتاگونیست را از دستیابی به هدف باز می‌دارد. این مقصود می‌تواند با شکست دادن پروتاگونیست حاصل شود یا با پیشدستی بر او. لزومی هم ندارد که خصومت یا احساسات [متقابلی] در کار باشد. آنتاگونیست می‌تواند برای پروتاگونیست احترام زیادی قایل باشد، اما با آنچه که او برای دستیابی بدان می‌کوشد موافق نباشد.

 

شخصیت تأثیرگذار

بدیل ضدقهرمان در مقابل خصوصیت "شخصیت اصلی" قهرمان، شخصیت تأثیرگذار است. در حالی که مخاطب یا خواننده همه چیز را از نقطهٔ دید شخصیت اصلی مشاهده می‌بیند، شخصیت تأثیرگذار دورنمای اخلاقی متفاوت، نگاهی دیگر، یا الگوی متباینی را ارائه می‌دهد. خلاصه اینکه فحوای پیام داستان میان شخصیت اصلی و شخصیت تأثیرگذار مورد بحث قرار می‌گیرد.

کارکرد شخصیت تأثیرگذار این است که با قوی‌ترین وسوسه‌ها دیدگاه قهرمان را تغییر دهد. حال، در قهرمان‌ها و ضدقهرمان‌های کلیشه‌ای، دیدگاه شخصیت اصلی که قهرمان دارای آن است صحیح، و دیدگاه شخصیت تأثیرگذار که ضدقهرمان دارای آن است نادرست جلوه داده می‌شود. اما همیشه نباید به همین صورت باشد و در واقع، جای آن‌ها می‌تواند با هم عوض شود.

برای مثال، در بخش اول نگاهی انداختیم به اینکه در کشتن مرغ مقلد چگونه کارکردهای پروتاگونیست و شخصیت اصلی میان دو شخصیت مجزا تقسیم شد. به همین ترتیب، کارکردهای آنتاگونیست و شخصیت تأثیرگذار که متعلق به ضدقهرمان هستند در آن داستان از یکدیگر تفکیک شده‌اند.

خلاصهٔ کشتن مرغ مقلد این است که اتیکاس در مقام پروتاگونیست می‌کوشد از مرد سیاه‌پوستی دفاع کند که به اشتباه متهم به تجاوز به یک دختر سفیدپوست شده است. در هر حال، شخصیت اصلی اسکات ـ دختر جوان اتیکاس ـ است. پدر آن دختر سفیدپوست، باب ایول، آنتاگونیست است و دست به هر کاری می‌زند تا از رسیدن اتیکاس به هدفش جلوگیری کند. اما شخصیت تأثیرگذار بو رادلی، مرد ترسناک و مرموزی است که در زیرزمینی در انتهای خیابان زندگی می‌کند.

اسکات بدون اینکه بو را دیده باشد در مورد او پیش‌داوری می‌کند زیرا شایعات محلی از او یک هیولا ساخته‌اند. اما بو در عمل محافظ بچه‌هاست. و در پایان به واسطهٔ اعمال اوست که نگاه پیش‌داورانهٔ اسکات تغییر می‌کند.

 

دومین شخصیت محوری

شاید حرف دهن‌پرکنی به نظر برسد، اما دومین شخصیت محوری به استثنای قهرمان، ستارۂ نمایش است. درست مثل افرادی که برای دیدن تصادفات اتومبیل‌ها سرک می‌کشند، توجه دومین شخصیت محوری اغلب به سوی احتمال وقوع فاجعه‌ای کشیده می‌شود که مسبب آن ضدقهرمان است. در نتیجه، بعضی وقت‌ها سخت است که نگذاریم یک ضدقهرمان کاریزماتیک توجه همگانی را از قهرمان به سوی خود جلب کند.

همان‌طور که دربارۂ قهرمان هم گفتیم، ماهیت محوری بودن تا اندازه‌ای با میزان نقش محوله به آن شخصیت و شدت نمایان‌سازی آن حاصل می‌شود.

 

شخصیت منفی

دوباره تأکید می‌کنم که بد بودن ضرورتاً به این معنا نیست که ضدقهرمان از ایجاد ترس و دلهره لذت ببرد، بلکه به این معناست که او قصدش دردسر درست کردن برای دیگران یا کسب منفعت شخصی با زیان رساندن به بقیه است. برای بد بودن دلایل، انگیزه‌ها یا بهانه‌های نامحدودی می‌تواند باشد، اما نکته اصلی این نیست که چرا این شخصیت چنین کارهایی را انجام می‌دهد یا حتی از این اعمال چه احساسی به وی دست می‌دهد، بلکه آن است که او ذاتاً آدم بدی است.

 

ضدقهرمان کلاسیک

ضدقهرمان کلاسیک تلاش می‌کند جلوی پروتاگونیست را بگیرد، دیدگاه دیگری را ارائه می‌کند و شخصیت اصلی را وادار می‌کند تا با یک دوراهی اخلاقی دست‌وپنجه نرم کند. او دومین شخصیت به یادماندنی داستان است و اغلب برای منفعت شخصی به دیگران آسیب می‌رساند. این ترکیب خصوصیات ضدقهرمان را تبدیل به دشمن قدرتمندی برای قهرمان می‌کند. همچنین می‌تواند به او ماهیت ملودراماتیک بدهد. این بدان دلیل است که هر چیزی که در تقابل با قهرمان است در این شخصیت متمرکز شده است، و همهٔ نیروهای محرکه مخالف قهرمان از آن جریان می‌یابند.

 

تمرین‌های مطالعاتی: خصوصیات ضدقهرمان

۱. سه ضدقهرمان مشهوری که در ادبیات، سینما و تئاتر با آن‌ها روبه‌رو شده‌اید را نام ببرید.

۲. توضیح دهید چرا هریک از آن‌ها با آنتاگونیست، شخصیت تأثیرگذار، دومین شخصیت محوری یا آدم بده بودن واجد شرایط ضدقهرمان بودن هستند.

۳. سه شخصیت مشهوری که رذیلانه عمل می‌کنند اما ضدقهرمان کلاسیک نیستند را نام ببرید.

۴. بر اساس آنچه که آموختید، توضیح دهید که چرا هیچ‌یک از آن‌ها یک ضدقهرمان داستانی واقعی نیست.

۵. سه شخصیتی که واجد شرایط ضدقهرمان کلاسیک هستند ولی در باور عامه رذل به نظر نمی‌رسند را نام ببرید.

۶. خصلت‌هایی را که موجب می‌شوند این ضدقهرمان‌های دراماتیک رذل به نظر نرسند شرح دهید.

 

تمرین نوشتن: خلق ضدقهرمان

۱. شخصیتی خلق کنید که آنتاگونیست باشد و توضیح دهید چرا او از ایفای این کارکرد برمی‌آید.

۲. شخصیتی خلق کنید که شخصیت تأثیرگذار باشد و توضیح دهید چرا او از ایفای این کارکرد برمی‌آید.

۳. شخصیتی خلق کنید و شرح دهید که چگونه می‌توانید او را به دومین شخصیت محوری تبدیل کنید.

۴. شخصیتی را خلق کنید که آدم بدی باشد و دلیل آن را شرح دهید.

۵. یک ضدقهرمان کلاسیک خلق کنید و شرح دهید که او چگونه تمام خصوصیات کلیدی یک ضدقهرمان را دارا می‌باشد.

۶. این ضدقهرمانی را که خلق کرده‌اید به شخصیتی تبدیل نمایید که رذل به نظر نرسد، آن هم در حالی که کارکرد دراماتیک خود به عنوان ضدقهرمان را حفظ کرده باشد.

 

ترجمه: مینا نویدی

درباره

ملانی آن فیلیپس پدیدآورنده نرم‌افزار StoryWeaver و یکی از پدیدآورندگان تئوری و نرم‌افزار Dramatica است. او طی همکاری با کمپانی‌های متعدد در بیش از دویست فیلم به عنوان نویسنده، تهیه‌کننده، تدوین‌گر و ... تجربیات ارزنده و مفید خود در این زمینه را با تدریس مکانیسم ساختاری داستان و هنر قصه‌گویی در اختیار نویسندگان قرار داده است. ورک‌شاپ‌های قصه‌گویی او که StoryWeaving نام دارند هر ساله در لس آنجلس برپا می‌شوند. وی علاوه بر نرم‌افزارهای Story Weaver و Dramatica که نامش را بر سر زبان‌ها انداخت، طی سلسله مقالاتی به چگونگی خلق قهرمان و ضدقهرمان‌های دراماتیک در آثار سینمایی پرداخته است. او را در توییتر دنبال کنید: https://twitter.com/WritingTip