شخصیت

قهرمان در درام: قهرمان و ضدقهرمان

نوشته شده توسط ملانی آن فیلیپس

تا اینجا متوجه شدیم که قهرمان و ضدقهرمان از خصلت‌های متفاوتی تشکیل شده‌اند. همچنین، متوجه شدیم که به ازای هر خصلت قهرمان، بدیل آن نزد ضدقهرمان است. وقتی این خصلت‌ها به این شیوۀ کلاسیک تلفیق شوند، قهرمان و ضدقهرمان تبدیل به کلیشه می‌شوند. هنگامی که این صفات شخصیتی در غایی‌ترین حالت ممکن ابراز شوند، قهرمان و ضدقهرمان ملودراماتیک می‌شوند.

قهرمان در درام: ضدقهرمان

نوشته شده توسط ملانی آن فیلیپس

ضدقهرمان به اندازه قهرمان شناخته شده و مشهور است. و همان‌طور که برای قهرمان خصوصیات مشخص و متمایزی دارد، ضدقهرمان نیز چنین است. در واقع، هر خصلتی که در قهرمان وجود دارد، ضدقهرمان دارای بدیل آن است.

قهرمان در درام: نقاب‌برداری از چهره قهرمان

نوشته شده توسط ملانی آن فیلیپس

شاید "قهرمان" شناخته شده‌ترین نوع شخصیت باشد. اما اگر از صد نویسنده مختلف بخواهید که برایتان قهرمان را تعریف کنند به صد تعریف متفاوت خواهید رسید. این تعاریف متفاوت شاید به این دلیل است که این اصطلاح به طرز گسترده‌ای برای تمام شخصیت‌هایی که قصه حول آنها می‌گردد، استفاده می‌شود. علاوه بر این، واژه قهرمان گاه به جای پروتاگونیست، شخصیت اصلی، شخصیت محوری و شخصیت خوب به کار می‌رود. این مسئله به همان اندازه که ساده به نظر می‌رسد، از وضوح و آشکاری سرشت واقعی قهرمان می‌کاهد و او را به موجود بی‌استفاده‌ای ـ واژه‌ای شش حرفی ـ پرسروصدا و مملو از خشم تبدیل می‌کند که هیچ اهمیتی هم ندارد. بدترین شکل ممکن این است که نویسنده قهرمان‌ داستان‌اش را پرورش دهد و در این الگوی درهم ریخته دچار سردرگمی شود، و به دنبال چیزهایی باشد که مؤثر واقع شوند.

شبکه شخصیت - قسمت اول

نوشته شده توسط جان تروبی

بزرگ‌ترین اشتباهی که نویسنده‌ها هنگام خلق شخصیت‌ها انجام می‌دهند این است که قهرمان و سایر شخصیت‌ها را به صورت مجزا در نظر می‌گیرند. قهرمان‌ آن‌ها تک و تنها، و جدا افتاده از سایرین است. حاصل این کار نه تنها یک قهرمان ضعیف، بلکه رقیبان سطحی و شخصیت‌های ثانوی به مراتب ضعیف‌تر است.