شخصیت

چهار روش برای برانگیختن شخصیت‌ها و پیرنگ

نویسنده: نانسی کرس

برخی از شخصیت‌های شما در طول داستان تغییر پیدا می‌کنند ـ اجازه دهید آن‌ها را «تغییریابنده‌ها» بنامیم. سایر شخصیت‌ها ـ که به آن‌ها «ثابت‌قدم‌ها» می‌گوییم ـ از نظر شخصیتی یا نگرش تغییری نمی‌کنند اما ممکن است با پیشرفت داستان از یک موقعیت به موقعیت دیگر انگیزه‌های‌شان تغییر پیدا کند. هر دوی این‌ها می‌توانند انگیزه‌های پیش‌رونده داشته باشند.

نقص، نیاز و خواسته

نویسنده: جان تروبی

قهرمان شما از همان ابتدای داستان یک یا چند نقص بزرگ دارد که او را عقب نگه داشته. چیزی بس محسوس و اساسی درون او مفقود است و [این فقدان] دارد زندگی او را ویران می‌کند (قرار است فرض کنم شخصیت اصلی مذکر است، صرفاً به این خاطر که نوشتن بدین طریق برایم آسان‌تر است).

کهن‌الگوی قهرمان

نویسنده: کریستوفر وولگر

واژۀ قهرمان یونانی است و در مفهوم "حفاظت و خدمت" ریشه دارد (که دست بر قضا شعار ادارۀ پلیس لس‌آنجلس است). قهرمان کسی است که از روی اراده و خواستۀ خویش به خاطر دیگران نیازهایش را زیرپا می‌گذارد، همانند شبانی که برای حفاظت و خدمت به رمه‌اش از جان خویش مایه می‌گذارد. در اصل مفهوم قهرمان با از خود گذشتگی در ارتباط است. (توجه کنید که من واژۀ قهرمان را برای توصیف شخصیت محوری یا پروتاگونیست و فارغ از نوع جنسیت آن به کار می‌برم.)

چگونه یک ضدقهرمان عالی خلق کنیم؟

نویسنده: دنی منس

قهرمان شما بدون حضور چیزی یا کسی که با آن به مقابله بپردازد، فقط یک آدم خوب است که روزگار خود را می‌گذراند. یکی از کلیدهای خلق پروتاگونیست‌های جالب توجه و گیرا، خلق آنتاگونیست‌های جالب توجه و گیرا است.

مثلث‌های شخصیت

نویسنده: رونالد توبایس

جدا کردن بحث شخصیت از سایر عناصر تا حدی عجیب است ـ مثل این می‌ماند که جداگانه راجع به تک تک اجزای موتور اتومبیل صحبت کنیم بی‌آنکه ...