١٠ نکته برای فیلمنامه نویسان

نوشته شده توسط جوزف مک‌براید

 

مسیر پیش رو: ١٠ نکته برای فیلمنامه نویسان

 

١. دربارۀ چیزی که قابل دیدن یا شنیدن نیست ننویسید.

اگر قرار باشد فقط یک اصل اساسی را در فیلمنامه نویسی مطرح کند، این همان اصل خواهد بود. وقتی این نکته را به طور جدی به ذهن خود بسپارید، به شیوه‌ای سینمایی خواهید نوشت. سینما نمی‌تواند موارد نادیدنی را نمایش دهد، و فیلمنامه باید از مفاهیم مبهم اجتناب کند. پس به ما نگویید که در گذشته چه اتفاقی برای شخصیت‌ها رخ داده است (پیش داستان) یا چیزهایی را مطرح نکنید که تماشاگر نتواند از تصاویر یا دیالوگ‌ها دربارۀ آن‌ها اطلاعات جمع کند.

 

٢. دربارۀ افکار یا احساسات یا خاطرات اشخاص چیزی به ما نگویید مگر اینکه بتوانید آن‌ها را نمایش دهید.

بندهای توصیفی در فیلمنامه که عمق احساسات یا افکار شخصیت را واکاوی می‌کنند این خطر را به همراه دارند که به اصل قصه نامربوط باشند. این موارد معمولاً دراماتیزه کردن قصه را با مشکل روبه‌رو می‌کنند. چگونه می‌توانید زندگی درونی شخصیت را بدون جاری کردن آن در دیالوگ یا فلش‌بک‌های ناشیانه و توضیحی منتقل سازید؟ این یکی از پیچیده‌ترین سؤال‌هایی است که یک فیلمنامه نویس با آن روبه‌رو می‌شود.

 

٣. در دیالوگ زیاده‌روی نکنید.

رابرت تاون در انستیتو فیلم آمریا به دانشجویان توصیه کرده، "به طور کلی، روند نوشتن فیلمنامه حاصل کشف این مسئله است که دیالوگ را تا حد امکان اندک نگه داشت." در ابتدا سعی کنید صحنه را به صورت بصری در نظر بگیرید و فقط در مواقع لازم به دیالوگ متوسل شوید. منظور این نیست که دیالوگ‌های قوی و سرزنده مادامی که روایت را جلو می‌برند ایرادی دارند. بلکه ممکن است به راحتی به این دام بیفتید که فیلم خود را به مجموعه‌ای از صحنه‌های بی‌روح و ایستا تبدیل کنید. آلفرد هیچکاک از این مسئله اظهار نارضایتی می‌کرد که بیشتر فیلم‌ها شبیه به نمایش‌های تئاتری ضبط شده هستند؛ او بعضی آثار را با عباراتی نظیر "تصاویر انسان‌های سخنگو" مورد تحقیر قرار می‌داد. آنچه که او ترجیح می‌داد ـ و ایجاد آن دشوار است ـ تصاویر انسان‌هایی است که مشغول فکر و اندیشه هستند.

 

۴. در دیالوگ امساک نکنید.

مایۀ تأسف است که امروزه بسیاری از فیلم‌ها، خصوصاً آثار حادثه‌ای، مکالمه را باعث کاهش علاقه و توجه مخاطب تلقی می‌کنند. شخصیت‌های کم‌حرف در صورتی می‌توانند جذاب باشند که گفتارهای آن‌ها پرمعنا و مناسب باشد. اما شخصیت‌های فاقد قدرت بیان می‌توانند به طرز مضحکی نیز ضعیف و کودن جلوه کنند. حتی شخصیت‌های فیلم‌های حادثه‌ای می‌توانند بذله‌گو و سرزنده باشند، مثل فیلم‌های جیمز باند که طی چند دهه این را به اثبات رسانده‌اند. زیرا ما عادت کرده‌ایم سینما را به مثابه یک "فرم هنری بصری" در نظر بگیریم و برای عظمت بخشیدن به کارگردان‌ها در برابر نویسندگان، تمایل داریم اهمیت واژه‌ها در فیلمسازی را کم جلوه دهیم.

 

۵. صحنه‌ها را کوتاه نگه دارید (بر حسب معمول).

وقتی نوشتن فیلمنامه‌های سینمایی را شروع کردم، تمایل داشتم صحنه‌های دراماتیک بیست صفحه‌ای بنویسم، هیچ شکی وجود نداشت که عامل مؤثر در آن خواندن نمایشنامه‌های زیاد و فیلمنامه‌های کم بود. صحنه‌ها در فیلم‌های مدرن کوتاه هستند ـ دو یا سه دقیقه طول اصولی هر صحنه است، و برخی صحنه‌ها تنها می‌توانند چند ثانیه طولانی‌تر باشند. گاهی صحنه‌ می‌تواند بیش از چند دقیقۀ معدود طول بکشد. طول صحنه‌ها همیشه نباید یکسان باشد،‌ زیرا فیلم یکنواخت و قابل پیش‌بینی می‌شود؛ فیلمنامه‌تان را با ریتم موسیقایی ساختاردهی کنید، و بنا بر مقتضیات داستان به سرعت آن نوسان دهید و کم و زیادش کنید.

 

۶. هرچه که در داستان اتفاق می‌افتد را نشان ندهید.

ویلیام گلدمن طی مصاحبه‌اش در کتاب فن فیلمنامه نویسی اثر جان برادی، به قاعدۀ سرانگشتی اشاره می‌کند: "همیشه صحنه را تا جایی که امکان دارد دیرتر آغاز کنید. همیشه باید در آخرین لحظۀ ممکن وارد صحنه شوید."

 

٧. برای فرمت حرفه‌ای فیلمنامه از ابزارهای مفید و موجود برای نویسندگان استفاده کنید.

کاربرد درست و خلاقانۀ عنوان‌های صحنه دنبال کردن فیلمنامه را آسان می‌کند و حس حرکت و تنوع بصری را انتقال می‌دهد. تمهیدات انتقال (کات به، دیزالو به، یا فیداوت، و غیره) می‌توانند وقتی به کار گرفته شوند که از مکانی به مکان دیگر یا از زمانی به زمان دیگر می‌روید. این تمهیدات برخی از روش‌هایی هستند که در طول سال‌ها تکامل یافته و سرعت خواندن فیلمنامه را بیشتر می‌کنند. سام هام، فیلمنامه نویس، می‌گوید که اولین کار فیلمنامه نویس، "نگه داشتن چشم خواننده روی کاغذ است."

 

٨. وضوح!

این مزیتی است که آلفرد هیچکاک در کارگردانی روی آن تأکید بسیاری داشت. همین در مورد فیلمنامه نویسی نیز صدق می‌کند. اگر فیلمنامه‌تان به وضوح نوشته نشده باشد، نمی‌تواند داستان را به شیوه‌ای بگوید که فیلمنامه‌خوان بتواند آن را دنبال کند. وضوح خصلتی است که در بیشتر نوشته‌های بد به چشم نمی‌خورد. علامتی با عنوان "وضوح" را بر بالای میز خود قرار دهید.

 

۹. به زبان سلیس بنویسید.

اگر فیلمنامۀ شما پر از ایرادات نوشتاری باشد، فیلمنامه‌خوان به سرعت اطمینان خود به توانایی‌های شما را از دست می‌دهد و او دیگر داستان شما را دنبال نخواهد کرد. بسیاری از فیلمنامه نویسان حرفه‌ای،‌ از نظر نگارشی عاری از هرگونه اشتباه نیستند، اما در دنیای حرفه‌ای برای خوانا بودن متن حداقل استانداردهایی وجود دارد که باید رعایت شوند، در غیر این صورت،‌ فیلمنامه کنار گذاشته می‌شود.

 

۱۰. فیلمنامۀ خماسی ننویسید، مگر اینکه برای استیون اسپیلبرگ یا مارتین اسکورسیزی بنویسید.

وقتی وارد هالیوود شدم، شاهد مناسکی بومی و عجیب بودم. اولین کاری که یک تهیه‌کننده یا فیلمنامه‌خوان با فیلمنامه می‌کرد، این بود که از روی شم فیلمنامه‌ای را انتخاب و آن را وزن می‌کرد. به معنای واقعی کلمه فیلمنامه را وزن می‌کرد. حرفه‌ای‌های سینما این حس را در خود پرورش می‌دهند که یک فیلمنامۀ حرفه‌ای را چگونه در دستان خود حس کنند. اگر فیلمنامه زیادی سنگین باشد، حیات آن در حالی آغاز می‌شود که همه چیز بر علیه‌اش خواهد بود و شانس کمی دارد که کسی با حوصله آن را بخواند یا اینکه اصلاً حوصلۀ خواندنش را داشته باشد.

 

ترجمه: فرهاد پروین

درباره

جوزف مک‌براید منتقد، گزارشگر، مقاله‌نویس، مورخ، و فیلمنامه نویس سینما است که سال‌ها تجربه و کار در عرصۀ سینما و تلویزیون برای او جوایز و افتخارات متعددی همچون دریافت جایزه اتحادیه نویسندگان آمریکا (و چهار بار نامزدی برای این جایزه)، دو نامزدی برای جایزه امی و یک بار نامزدی در جوایز سینمایی کانادا را به ارمغان داشته است. از کتاب‌هایی که او به رشتۀ تحریر درآورده می‌توان به نوشتن با تصاویر، زندگی‌نامۀ فرانک سیناترا، زندگی‌نامۀ استیون اسپیلبرگ، و در جستجوی جان فورد اشاره کرد. او در دپارتمان سینمای دانشگاه ایالتی سانفراسیسکو در سمت استادیار از سال ۲۰۰۲ تاکنون مشغول تدریس فیلمنامه نویسی و تاریخ سینما است.