چگونه از ایده داستانی به فیلمنامه پرداخت شده برسیم

نوشته شده توسط هیلی مکنزی

آیا "راه بهتری" برای انجام این کار وجود دارد؟ من با صدها نویسنده کار کرده‌­ام؛ از تازه‌­کارهایی که اولین فیلمنامه‌شان را می­نویسند گرفته تا حرفه‌­ای­‌های کارآزموده­ای که این کار را برای سی سال و با موفقیت انجام داده‌­اند، و راستش را بخواهید هیچ‌کس تماماً به یک شکل کار نمی‌­کند. به نظر می­‌رسد سؤال متداول این است که چه وقت شروع به نوشتن فیلمنامه کنم؟ فکر می­‌کنم پاسخ این باشد، هر زمان که احساس می­‌کنید باید این کار را بکنید.

بسیاری نویسنده­‌های تازه‌­کار (و تعدادی از حرفه­‌ای­‌ها) به محض اینکه نطفۀ ایده­‌ای را داشته باشند به سرعت به سراغ فیلمنامه می­‌روند و راهشان را به داستان باز می­‌کنند. آن‌ها با نوشتن فیلمنامه است که شروع به کشف دنیای داستان، درونمایه، پیرنگ، داستان و شخصیت­‌ها می‌­کنند. این روش به شما آزادیِ خلاقانه‌­ای می­‌دهد تا دنیای داستانتان را کند­و­کاو کنید و هر آنچه را که حس می­‌کنید باید پس از آن بیاید بنویسید. این یک راه غریزی برای انجام کار است اما در عین حال می‌تواند بسیار زمان­‌بر باشد. احتمالش هست که مقدار بسیار کمی از نسخۀ اول باقی بماند و بازنویسی دوبارۀ ۹۰ صفحه فیلمنامه برای "پیدا کردن" داستانتان نسبت به فکر کردن در مورد آن، طرح­‌ریزی کردن و در نهایت به سراغ فیلمنامه رفتن، زمان بسیار طولانی­‌تری می­‌برد.

در سرِ دیگر طیف، بسیاری از نویسنده‌­ها تا زمانی که دربارۀ تمام جزئیّات با دقّت نیندیشیده باشند به سراغ فیلمنامه نمی‌­روند. آن­‌ها زمان می‌­گذارند تا دربارۀ اینکه با فیلمنامه چه چیزی را می­‌خواهند بگویند و اینکه پیرنگ و شخصیت­‌ها چگونه با هم آن درو­نمایه را پرداخت خواهند کرد، بیندیشند. بعد از آن، همان­طور که داستان شکل می­‌گیرد، شروع می­‌کنند به طرح­‌ریزی و آفرینش یک بیت شیت [۱] مفصل که مشخص می­‌کند داستان چطور به عنوان زنجیره‌­ای از سکانس­‌ها پیش می­‌رود. سپس از روی بیت شیت داستان را صحنه به صحنه خلق می­‌کنند ــ اگر هنوز با نرم­‌افزارهای فیلمنامه­‌نویسی (فاینال درفت [۲]، مووی مجیک [۳]، و غیره) کار نمی‌­کنند، این همان زمانی است که به این برنامه‌ها روی می‌آورند. در این مرحله فیلمنامه لیستی از عنوان‌­های صحنه همراه با متنی است که موضوع صحنه را توضیح می‌­دهد به همراه هر بریده گفت‌­و­گویی که احتمالاً تا آن زمان به ذهن نویسنده رسیده است. در نهایت، وقتی تمام صحنه­‌ها طراحی شد، جاهای خالی را پر می­‌کنند و هر صحنه را طبق طرح می­‌نویسند. ممکن است به نظر برسد که این راه بیش از اندازه ساختاربندی شده است و خلاقیّتی ندارد، امّا وقتی که می­‌دانید موضوع صحنه دقیقاً چیست و چگونه در بافتِ بزرگتر جای می­‌گیرد، می­‌توانید با نوشتن صحنه­‌ها و گفت­‌و­گو بسیار سرگرم شوید.

راه دیگر این است که می­‌توانید از نیمه‌های این فرآیند نگارش به فیلمنامه بپردازید. بعضی نویسنده‌ها یادداشت‌های زیادی را در مورد داستان، دنیای آن، شخصیت‌ها، و حتی لحظاتی که تاکنون مجسم کرده‌اند، جمع‌آوری می‌کنند. بعد بی‌مقدمه با ایده‌هایی در مورد اینکه داستان چگونه بسط خواهد یافت شروع می‌کنند ولی بدون اینکه به تمامی بیت‌های داستان [۴] فکر شده باشد. این به عنوان یک روش بینابینی به کار می‌‌آید، و همراه با مجال اکتشاف در طول مسیر، به شما نقشه‌ای سردستی می‌دهد

در هر نقطۀ این فرآیند که می‌خواهید به سراغ فیلمنامه بروید، روند کار همچنان یکسان است؛ حرکت از آن مجموعۀ افکار، ایده‌ها، شخصیت‌ها، رخدادها و لحظات، و به کارگیری آن‌ها در فیلمنامه‌ای عاری از زوائد که در آن تمام صحنه‌ها و سطرها برای ابزار دقیق آنچه که مدنظر شماست تصحیح شده. برخی بازنویسی را همان‌طور که پیش می‌روند انجام می‌دهند در حالی که عده‌ای دیگر این کار را مانع بروز خلاقیتشان و کند شدن سرعت حرکتشان می‌بینند. اگر نگران هستید که بازنویسی حین نوشتن باعث گیر کردن شما می‌شود، سعی کنید به جای وارد تغییرات مفصل شوید، سریع آن نکات را یادداشت کنید.

برای نویسندگان بسیاری، بخش مهم دیگر این فرآید ساکت کردن منتقد درونی است. زمان استفاده از آن قوۀ انتفادی فرا خواهد رسید، اما زمان مناسب آن موقع آفرینش فیلمنامه نیست. ناباوری را از خود دور کنید، خودتان را آزار ندهید و با این فکر خودتان را آرام کنید که قرار نیست کس دیگری کارتان را ببیند. مطمئناً وقتی کار را به پایان رساندید آن­گاه نقد کردن آن، گرفتن بازخورد از دیگران، به کار بستن یادداشت‌ها، بازنویسی و بازاندیشی، همه بخشی از روند تکامل فیلمنامه است. امّا فعلا تمام تردید­ها را کنار بگذارید، احساس آرامش کنید و آن چیزی را که حس می‌کنید نیاز به نوشتنش دارید بنویسید.

اگر تمام این‌­ها به نظر کار زیادی می­‌آید، دلیلش این است که واقعاً هست. هیچ‌کدام این­ها یک شبه اتّفاق نمی­‌افتد و اگر شما یک کارِ دائمی از ساعت ۹ صبح تا ۵ بعدازظهر هم دارید، آن وقت باید بدانید که چندین ماه کار سخت پیش روی شماست. حفظ سرعت برای کاری که این­قدر به طول می­‌انجامد دشوار است و به همین دلیل است که تعیین ضرب‌الاجل برای خود بسیار اهمیت دارد. به رمان‌­نویسان بلندپرواز مدام یادآوری می­‌شود که اگر روزی فقط یک صفحه بنویسند، در انتهای سال یک رمان ۳۶۵ صفحه­ای نوشته­‌اند! این محرّک فوق­العاده‌­ای است تا دریابید که می‌­توانید هر روز مقدار کمی کار انجام دهید و در نهایت نتیجۀ قابل توجّهی به دست آورید. نوشتن فیلمنامه نیز همین‌طور است. سعی کنید جهت کامل کردن نسخۀ اول برای خود ضرب‌الاجل مقرر کنید، بعد برای کامل کردن بیت شیت، یا نوشتن تعداد معینی صحنه در هفته ضرب‌الاجل‌های میانی درنظر بگیرید.

حالا که اوّلین نسخۀ فیلمنامه­‌تان را به اتمام رسانده‌­اید، زمان آن رسیده که آن را کنار بگذارید. بازخوانی بی­‌درنگ فیلمنامه معمولاً ایدۀ خوبی به نظر نمی‌­رسد، به این دلیل که هنوز بسیار به اثر نزدیک هستید. سعی کنید درباره‌­اش فکر نکنید. شاید بهتر باشد در مورد پروژه‌­های دیگری که در ذهن دارید بیندیشید. هنگامی که بعد از نگارش فیلمنامه‌­ای که برایش زحمت کشیده‌­اید وقفه‌­ای یافتید، که ممکن است یک روز و یا چندین هفته باشد، زمانش رسیده که با فیلمنامه‌­تان مواجه شوید. بسیاری از نویسنده‌­ها از اوّلین خوانش اثر تکمیل‌­شده­‌شان هراس دارند. این هنگامی است که منتقد درونی در بی‌­رحمانه­‌ترین حالت خود قرار دارد، امّا اشکالی ندارد چون این همان زمانی است که شما به این نگاه­‌های منتقدانه نیاز دارید. در مورد آنچه که از کار درآمده و آنچه که از کار درنیامده یادداشت بنویسید، بعد به بازنویسی بپردازید. بازنویسی می­‌تواند به اندکیِ پرداخت کردن هر صحنه برای قوی­‌تر کردن آن باشد و یا ممکن است نیازمند بازاندیشی کامل درمورد ساختار داستان باشد و یا حتّی فکر کردن به اینکه داستان در واقع متعلق به کیست.

هنگامی که فیلمنامه‌­تان بهترین شکل ممکن را پیدا کند، زمان دریافت کمک‌های بیرونی فرا می‌رسد. دریافت بازخورد از شخصیتی دیگر بی‌اندازه اهمیت دارد. خانواده و دوستان فقط در صورتی که در نقد فیلمنامه مهارت داشته باشند می‌توانند نقطۀ خوبی برای شروع باشند. دوستان نویسنده، گروه‌های نویسندگی و مشاوران فیلمنامۀ برجسته‌ای را امتحان کنید. شما به دنبال کسی هستید که نظرش برایتان باارزش باشد، کسی که در مورد ضعف­‌های فیلمنامه­‌تان با شما صادق باشد و از همه مهم‌تر اینکه راه‌هایی را به شما پیشنهاد کند که با آن­‌ها بتوانید داستانتان را با شفافیت، تازگی و تاثیر بیشتری بیان کنید.

اگر اثری را نوشته‌اید که باور دارید فیلمنامه‌ای قوی و نوآورانه است، آنگاه هر اتّفاقی که در این دنیای پهناور برای فیلمنامه­‌تان بیفتد، می­‌توانید به خاطر آنچه که به دست آورده‌­اید بسیار مفتخر باشید. حالا زمان آن رسیده که به سراغ فیلمنامۀ بعدی بروید، و این یکی حتی بهتر خواهد بود!

 

ترجمه: نگار عباس‌پور

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
درباره

هیلی مکنزی، ستون‌نویس بریتانیایی مجلۀ اسکرپیت، مشاور فیلمنامه، و سرپرست داستان در سینما و تلویزیون، مدیر و مؤسس سایت اسکریپت انجل (۲۰۰۹﴾، فارغ‌التحصیل رشتۀ ادبیات انگلیسی از دانشگاه کانتربری کرایست چرچ است. او تاکنون به عنوان تهیه‌کننده با میدنایت لارک پروداکشنز، به عنوان ادیتور فیلمنامه و فیلمنامه‌خوان با بی‌بی‌سی و آی‌تی‌وی همکاری کرده است. او را در توییتر دنبال کنید: https://twitter.com/hayleymckenzie1