رمان در مقابل فیلمنامه: راهنمای عملی برای نویسندگان با استعداد

نوشته شده توسط جیمز بانت

رمان‌نویس هرچه را که در رمان به چشم می‌خورد را توصیف می‌کند ـ شخصیت‌ها، عواطف شخصیت‌ها، کنش‌هایشان، افکارشان، پیرنگ، البسه، حال و هوا، محیط و غیره. بسیاری از فیلمسازان و غول‌های اولیه سینما به رمان‌نویسان شبیه بودند چرا که آن‌ها هنرمند خلاق اصلی (فیلم‌نگار) بودند که مسئولیت خلق همه چیزهایی که به بخشی از فیلم تبدیل می‌شد را برعهده داشتند. اما وقت نداشتند که همه کارها را به تنهایی انجام دهند، از این رو ناگزیر می‌شدند افراد دیگری را به کار بگیرند تا طراحی لباس، طراحی و بنای صحنه‌ها، ایفای نقش‌ها، کار با دوربین، کارگردانی، خلق جلوه‌های ویژه و غیره را بر عهده بگیرند ـ تمام کارهایی که رمان‌نویسان به تنهایی انجام می‌دهند.

از این رو کمپانی‌ها یا استودیوهای بزرگ و کوچک تولید فیلم در اطراف فیلم‌نگارها پدید آمدند. چارلی چاپلین، ایروینگ تالبرگ، استیون اسپیلبرگ و والت دیزنی در زمره فیلم‌نگارها بودند. همه دست‌اندرکاران شاخه‌های دیگر، از جمله نویسندگان و کارگردانان، باید موافقت آن‌ها را جلب می‌کردند. و امروزه آنچه که از آن به عنوان فیلمنامه‌نویس یاد می‌کنیم به یکی از کارکردهای بیشماری بدل شده است که منافع و نیازهای فیلم‌نگار، هنرمند خلاق و اصلی، را تأمین می‌کند، کسی که در واقع تصمیم‌های خلاقانه‌ای می‌گیرد.

به نظر من فیلم‌نگار و رمان‌نویس شبیه یکدیگرند و تجربیات خلاقانه مشابهی دارند، با این تفاوت که رمان‌نویس مرد یا زنی است که همه کارها را به تنهایی انجام می‌دهد، در حالی که فیلم‌نگار مسئولیت‌های بسیاری را به دیگران محول می‌کند، معمولاً اجتماعی‌تر است و با استرس بسیار بیشتری سروکار دارد.

از نگاه واقع‌بینانه، فیلمنامه یک وجه از تلاش هنری مشارکت‌آمیز و چند وجهی است که در اختیار شخص دیگری است و گفتگوهای زیاد، توصیف کنش (که به صحنه و نما تقسیم می‌شود)، توصیف کم شخصیت‌ها و عواطف‌شان، مکان‌های وقوع داستان، زوایای دوربین، البسته و غیره را دربر دارد. بقیه موارد بر عهده شاخه‌های دیگر است و نتیجه نهایی تجربه بصری یک فیلم سینمایی است.

با این نگاه، رمان‌نویس هنرمند اصلی و خلاقی است که ماجراهای خیالی یا واقعی هنرمندانه پرداخت‌شده را به صورت داستان و در فرم‌های مختلف از رمان کوتاه تا حماسه غیره در می‌آورد. فیلم سینمایی معمولاً حدود دو ساعت طول دارد. رمان ضمناً رسانه‌ای بصری است با این تفاوت که نویسنده از کلمات استفاده می‌کند تا به خواننده کمک کند تصاویر را در ذهن خود بازساری کند.

با این حال، رمان و فیلمنامه در خصوصیت مهمی با یکدیگر اشتراک دارند. هردوی آن‌ها ساختار بنیادی یکسانی دارند. اصول داستانی یکسانی در هر دو اعمال می‌شود و در واقع، فیلمنامه می‌تواند پیش‌نویس اول فوق‌العاده‌ای برای رمان باشد. خلق فیلمنامه زمان کمتری می‌برد و می‌توان آن را برای ارزیابی شخصیت‌ها و ساختار به کار برد. اگر در قالب فیلمنامه خوب از آب درآمد، می‌توانید به این صورت آن را به رمان تبدیل کنید که با در نظر گرفتن استعدادهای هنری خاصی که دارید و روان‌شناسی بنیادی شخصیت‌ها، زمان را از حال به گذشته تغییر دهید و هر چیزی را که با دوربین، بازیگرها، و طراحی صحنه و لباس به فیلم افزوده می‌شوند را با توصیفات خود به اثر بیفزایید.

یک راهنمایی دیگر برای فیلمنامه‌نویسان. فیلمنامه‌نویس قطعاً هنرمند خلاق و اصلی فیلم محسوب نمی‌شود (مگر اینکه کارگردانی و تهیه‌کنندگی فیلم را نیز برعهده داشته باشد) ـ و آن‌ها اغلب اجازه ورود به صحنه را ندارد. آن‌ها روی کاغذ تصمیم می‌گیرند که چه اتفاقی بیفتد و نکته همین است. کارگردان هنگام فیلمبرداری تصمیم می‌گیرد که چه اتفاقی بیفتد و این مهم‌تر است. اما نباید تهیه‌کننده را فراموش کنیم زیرا او تصمیم می‌گیرد چه کسی کارگردانی کند. بازیگرها هم تا آنجا که به نویسنده مربوط می‌شود کار خود را انجام می‌دهند. پس فیلمنامه، حتی موردی که ویلیام شکسپیر آن را نوشته باشد، صرفاً پیشنهادی است که به افراد مافوق در سلسله مراتب تولید فیلم داده می‌شود. تهیه‌کننده و کارگردان تصمیم می‌گیرند که از کدام بخش‌های فیلمنامه استفاده کنند و کدام قسمت‌ها را کنار بگذارند ـ و بازنویسی چه قسمت‌هایی را به شخص دیگری واگذار کنند. به عبارت دیگر، به سهولت می‌توانید در ردیف اول جایگاه نویسندگانی قرار بگیرید که زندگی می‌کنید تا ببینید فیلمنامه‌هایتان کاملاً تغییر می‌کند و چه بسا حتی به طور کامل از بین برود. از همه بدتر اینکه اگر این اثر مستقیماً وارد شبکه ویدیویی نشود و در سینماها اکران شد، شاید اصلاً هیچ اعتباری هم کسب نکنید.

رمان‌نویس از سوی دیگر، هنرمند خلاق و اصلی است که هیچ یک از این مشکلات را ندارد. به محض اینکه ناشری پیدا کنید و با ویراستار همکاری کنید، به احتمال فراوان به چیزی دست می‌یابید که به ایده ابداعی‌تان نزدیک است. به علاوه، بازارهای مناسب زیادی در دسترس رمان‌نویس‌ا است. شما دیگر مجبور نیستید بنویسید تا رضایت خاطر مخاطب عام یا مدیران اجرایی را جلب کنید، آن هم این مدیران که انتظار دارند شما برای جلب رضایت مردان ۱۸ تا ۲۵ ساله یا زنان ۱۲ تا ۲۲ ساله فیلمنامه بنویسید.

در هر صورت، وقتی به عنوان یک رمان‌نویس کاغذ و قلم به دست می‌گیرید با پشت کامپیوتر می‌نشینید تا رمان بنویسید، می‌توان گفت که درآمد خواهید داشت. با این کار نه به شخصی نیاز دارید که جهت ساخت آن چهل میلیون دلار ارائه کند، نه به برد پیت که استودیو  را مجاب به بستن قرارداد کند و نه کارگزاری که فیلمنامه را به دست برد پیت برساند. در این وضعیت شما رییس استودیو، فیلم‌نگار، کارگردان و هنرمند خلاق و اصلی هستید. تمام تصمیم‌ها را خودتان می‌گیرید و همه چیز را تا ریزترین جزئیات خودتان فراهم می‌کنید که می‌تواند شامل همه نقش‌های اصلی باشد. وقتی این کار را انجام می‌دهید، رمان نوشته شده اثر هنری کاملی به حساب می‌آید.

در دست داشتن رمان کامل و گشتن دنبال ناشر مثل در اختیار داشتن فیلم آماده نمایش و جستجوی پخش‌کننده است. و واسطه‌های بسیار کمی بین شما و قرارداد چاپ کتاب وجود دارند. حتی برخی از کارگزارهای برجسته شرق [آمریکا] نامه‌های استفساریه شما را جواب می‌دهند و درخواست می‌کنند که به دو فصل اول نگاهی بیندازند. همچنین، اگر بتوانید خود را شخص قابل اطمینانی نشان دهید و نامه استفساریه خوبی بنویسید، حتی بدون کارگزار هم می‌توانید به تنهایی به سراغ ناشرهای مختلف بروید.

از طرف دیگر، اگر فیلمنامه‌نویس تازه‌کاری هستید ـ یعنی نه یک نویسنده حرفه‌ای که دارای اعتبار خوب و کارگزار باشد ـ بدون داشتن کارگزار یا آشنایانی در صنعت سینما، دسترسی به استودیوها یا کمپانی‌های مستقل بزرگ کار بسیار مشکلی است. و به طور کلی، برای نویسنده تازه‌کار، ارتباط برقرار کردن با کارگزارهای ادبی سطح بالا در هالیوود اگر غیرممکن هم نباشد، کار بسیار سختی است. آن‌ها در حقیقت کارشان پیدا کردن و پرورش دادن استعدادها نیست. احتیاجی به این کار ندارند. پس از اینکه موفق شدید خود را بشناسانید یا با اتکا به خود کار بزرگی را انجام دهید، آن‌ها به هر صورت به سراغ شما خواهند آمد. خلاصه اینکه مقاومت‌ها و موانع شدید بسیاری میان فیلمنامه شما و تولید آن وجود دارند.

و مسأله پول نیز در میان است. اگر درآمد بالقوه‌ای را که یک نویسنده می‌تواند از فیلم موفق یا رمان پرفروش خود کسب کند با هم مقایسه کنید،‌ جای هیچ رقابتی وجود ندارد. اتحادیه نویسندگان آمریکا در حال حاضر برای فیلم‌های کم‌بودجه حداقل دستمزد نگارش فیلمنامه سینمایی را ۵۳٫۰۰۰ دلار و برای فیلم‌های پرهزینه حداقل ۱۰۰٫۰۰۰ دلار اعلام کرده است. گاهی وقت‌ها، فیلمنامه‌نویس برای فیلمنامه سوداگرانه خود یا به عنوان یک فیلمنامه‌نویس قراردادی مبلغی شش رقمی یا حتی یک میلیون دلار دریافت می‌کند. تعداد کمی از نویسندگان موفق شده‌اند سه میلیون دلار دستمزد بگیرند. و این احتمال نیز وجود دارد که فارغ از میزان موفقیت فیلم و با صرف‌نظر از بازپرداخت‌ها و دستمزدهای جانبی، مبلغ بیشتری عایدتان نشود.

دن براون، نویسنده راز داوینچی، تنها به واسطه حق تألیف از نمایش این فیلم در ایالات متحده بیش از پنجاه میلیون دلار به دست آورده و خدا می‌داند چقدر از فروش جهانی کسب کرده است. این میزان برابر با ۵۰ تا ۱۰۰ قرارداد سینمایی سودآور است. تازه این فقط یک پروژه است. علاوه بر این، او از تمام مزایای قرارداد سینمایی برخوردار است، آن هم تحت شرایط بسیار مطلوبی که هیچ فیلمنامه‌نویسی تصورش را هم نمی‌کند.

حال به ناخوشایندترین قسمت می‌رسیم و آن مسئله ابراز وجود است. زیرا رمان در مقایسه با فیلمنامه فرصت بسیار بهتری را جهت ابراز وجود فراهم می‌کند و البته جای هیچ رقابتی را باقی نمی‌گذارد. ابراز وجود از این طریق آسان است. تونی موریسون، ارنست همینگوی، ویلیام فاکنر، بالزاک، دیکنز، جین آستین، ویلا کیتر، دی. اچ. لارنس، مارک تواین، داستایوسکی و بسیاری از نویسندگان دیگر که همگی سبک منحصر به فرد و مشخصی داشتند و می‌توان آن‌ها را از یکدیگر تمیز داد، همان‌طور که کار نقاشانی مثل رامبراند و ون‌گوگ یا آهنگسازانی چون موتزارت و بتهوون از هم قابل تشخیص است. اما سعی کنید بدون نگاه به تیتراژ حدس بزنید چه کسی فیلمنامه را نوشته و اگر آن اثر نوشته فیلمنامه‌نویسان سرشناسی چون چارلی کافمن یا دیوید ممت نباشد واقعاً کار دشواری پیش روی خود دارید.

بنابراین گمان می‌کنم که مقصود این مقاله این است که امروزه اگر یک نویسنده / قصه‌پرداز مستعد و جدی هستید، و سعی می‌کنید تصمیم بگیرید که رمان بنویسید با فیلمنامه، باید به طور جدی به نوشتن رمان فکر کنید. در واقع، اگر به درستی مزایا و معایب را بسنجید، احتمالاً نتیجه می‌گیرید که نوشتن فیلمنامه‌ای سوداگرانه، آن هم زمانی که کارگزار برجسته یا سابقه کاری قابل‌ملاحظه‌ای ندارید، به هیچ وجه معنایی ندارد.

به هر حال، همان‌طور که قبلاً اشاره کردم، داستان مهم‌ترین چیزی است که رمان و فیلمنامه در آن مشترکند. هردو فرم‌های مختلفی دارند اما اصول و ساختار بنیادی در آن‌ها یکسان است. داستان بطن همه رسانه‌های مختلف و تمام ژانرهای متفاوت است و اگر قصد دارید رمان بنویسید یا به نگارش،‌ کارگردانی و تولید داستان‌های سینمایی بپردازید، بسیار اهمیت دارد که تا آنجا که می‌توانید درباره داستان بیاموزید. در جهان شش میلیارد انسان وجود دارند که به داستان‌های واقعی تاکنون گفته نشده نیاز مبرمی دارند و اگر به خودتان زحمت یادگیری این نکته را بدهید که به راستی داستان چیست، به مزایای بسیاری دست پیدا خواهید کرد.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[1] Filmwright

 

ترجمه: گروه دانشجویی

درباره

جیمز بانت نویسنده، مدرس و مشاور داستان با شهرت بین‌المللی است که عضویت در هیئت مدیره اتحادیه نویسندگان آمریکا را در کارنامه کاری خود دارد. او که در نیویورک بزرگ شده و در لس آنجلس زندگی می‌کند،‌ به مدت چهل سال نویسندگی را به صورت حرفه‌ای دنبال کرده و سمینارهای نویسندگی و فیلمنامه‌نویسی او که در لس آنجلس برگزار می‌شود از محبوبیت بالایی برخوردار است. او به تهیه کنندگان، کارگردانان، رمان نویسان، و خالقان بازی‌های ویدیویی متعددی مشاوره داده است و کتاب تحسین برانگیز او «ربودن آتش از خدایان» در واحدهای دانشگاهی مختلفی در سراسر دنیا تدریس می‌شود. او را در توییتر دنبال کنید: https://twitter.com/JamesBonnet