چگونه داستان علمی‌تخیلی بخوانیم

نوشته شده توسط ماسیمو مورینو
دسته:

رابرت هاین‌لاین می‌گوید که علمی‌تخیلی «تفکر و تعمق واقع‌گرایانه درباره وقایع آینده و اساساً برپایه آگاهی کافی از دنیای واقعی، گذشته و حال، و برپایه درک کاملی از طبیعت و مفاهیم صحیح مبتنی بر شیو‌ه‌های علمی است.»

اما در اینجا تعریف من از علمی‌تخیلی بیشتر به نظر تئودور استورجن نزدیک است که خاطر نشان می‌کند: «داستان علمی‌تخیلی خوب، داستانی درباره انسان‌هایی با مشکلات انسانی و راه‌حل‌های انسانی است که بدون محتوای علمی هرگز رخ نخواهند داد.»

هرچند بهترین عقیده در این‌خصوص متعلق به دیمن نایت است: «علمی‌تخیلی همان چیزی است که زمانی آن را می‌گویم که توجهم معطوف به آن چیزی است که از نظرم علمی‌تخیلی است.»

همانند بیشتر مردم، ما هم می‌دانیم که علمی‌تخیلی چیست و چه‌چیزی نیست. بنابراین ما هم با نسخه نایت هم‌عقیده خواهیم بود.

چه چیزی داستان علمی‌تخیلی نیست؟

علمی‌تخیلی نه فقط درباره هشت‌پاها در فضا نیست، بلکه بهتر است بگوییم که اصلاً درباره هشت‌پاها در فضا نیست. حتی باوجود علاقه شخصی من به همه موجودات شاخک‌دار و بازودار! علمی‌تخیلی ربطی به بیگانگان فضایی و فضاپیماهایشان ندارد. بسیاری از علمی‌تخیلی‌ها هرگز سیاره خودشان را ترک نمی‌کنند و با بیگانگان روبه‌رو نمی‌شوند. شاید کل نیمی از کتاب‌های جایزه کلارک هم دست به چنین کاری نزده باشند.

داستان‌های علمی‌تخیلی فقط برای دانشمندان نیست. بعضی وقت‌ها پیش می‌آید که نمی‌فهمم چه اتفاقی رخ می‌دهد. برخی از داستان‌های علمی‌تخیلی برای دسته‌ای از طرفداران این ژانر نوشته می‌شود که برای مثال می‌دانند تکینگی چیست و مثلا کره دایسون چه‌قدر بزرگ است یا مشکلات اصلی نظریه لزج خاکستری چیست. اما بیشتر این داستان‌ها از این دسته نیستند و هر نویسنده خوبی به‌گونه‌ای آنها را می‌نویسد که به‌محض‌اینکه خواننده، اولین کتاب علمی‌تخیلی را دست گرفت تا پنجاهمین آن هم پیش برود.

داستان علمی‌تخیلی از شما نمی‌خواهد که عینک‌های با توانایی‌های ویژه به چشم بزنید یا کلاهی از ورقه نازک قلع روی سر بگذارید تا از شما دربرابر قدرت آدم‌های شرور محافظت کند، مگر اینکه خودتان مایل به انجام چنین کارهایی باشید. بسیاری از خوانندگان داستان‌های علمی‌تخیلی کاملاً عادی و بی‌ضررند!

داستان علمی‌تخیلی چه‌کاری نمی‌تواند انجام دهد؟

نمی‌تواند آینده را پیشگویی کند. اگر علمی‌تخیلی می‌توانست آینده را پیشگویی کند من الان باید برای خودم یک ماشین پرنده داشته باشم. فقط برپایه قوانین میانگین‌ها، بعضی از پیشگویی‌های داستان‌های علمی‌تخیلی می‌توانند به حقیقت تبدیل شوند، اما بیشتر آنها از چنین اقبالی برخوردار نیستند. این بدان سبب است که نویسندگان علمی‌تخیلی اساساً از این ژانر برای پیشگویی آینده استفاده نمی‌کنند بلکه آنها از این گونه داستان برای کاوش در آینده بهره می‌گیرند و در بیشتر موارد، آنها دوست دارند چیزی کشف کنند. ری بردبری زمانی گفت: «مردم از من درباره پیشگویی آینده می‌پرسند، آن‌هم وقتی‌که تنها کاری که می‌خواهم انجام دهم پیش‌بینی آن است.»

از فرانکنشاینِ مری شلی تا کتاب کیم استنلی رابینستون- پنجاه درجه زیر صفر- که سال گذشته منتشر شد علمی‌تخیلی در تلاش بوده است تا به مردم درباره گرایش‌های اجتماعی جاری و از طریق مقایسه‌شان با آینده‌ای باورپذیر هشدار دهد. درواقع، علمی‌تخیلی ادبیاتی متعلق به زمان حال است.

فرض کنیم شما از زمانی که گواهی دیپلم دبیرستان خود را گرفته‌اید علم را بوسیده و کنار گذاشته‌اید  در چنین وضعیتی، گونه علمی‌تخیلی نمی‌تواند کمبودهای علمی شما را جبران کند و بنابراین نمی‌توانید بگویید: «همه آنچه که من درباره علم می‌دانم از کتاب‌های علمی‌تخیلی آموخته‌ام.» البته بی‌شک شما از کتاب‌های علمی‌تخیلی مسائل جدیدی را درباره علم خواهید آموخت، همان‌طور که بی‌تردید از کتاب‌های جان گریشام هم نکات جدیدی درباره قانون یاد خواهید گرفت. اما به‌هرحال نباید فراموش کنید که این تخیل است که بخش اصلی علمی‌تخیلی را می‌سازد و نه علم. نویسندگان همواره این بخش را آماده می‌کنند. درحقیقت، این شغل نویسنده است که کاری کند شما چیزهای غیرواقعی را مثل چیزهای واقعی باور کنید. درواقع، ما لذت می‌بریم از اینکه بتوانیم تاآنجاکه امکان دارد میان مسائل واقعی و غیرواقعی اتصال ایجاد کنیم.

علمی‌تخیلی نمی‌خواهد تحسین دوستان، خانواده و همکاران شما را برانگیزد. اما دست‌کم با خواندن بعضی از رمان‌های علمی‌تخیلیِ این روزها، شما می‌توانید با ضربه‌ای تقریبا مهلک دهان بدگویان خودتان را ببندید.

من از استفان بکستر قدرانی می‌کنم از اینکه نمی‌گوید (به فرانسوی البته!): «من را ببین! من نهانخانه فکری دیکنز یا پروست هستم.» اما نویسندگان در موارد بسیار نادری کلیدهایی را درباره اینکه قرار است جلد کتابشان به چه شکلی باشد ارائه می‌کنند و به‌نظر می‌رسد که ناشران حاضرند طرح‌های زننده‌ای به سبک «هشت پاها در فضا» را روی جلد به‌کار ببرند. طرح‌هایی که اغلب هیچ ارتباطی با متن ندارند. 

از سویی دیگر، نباید از خودستایی‌ها هم غافل ماند، به‌ویژه زمانی که کتاب علمی‌تخیلی از مسیر اصلی‌اش عبور می‌کند و سیل عظیمی از ستون‌نویسان نشریات می‌گویند: «به این می‌گویند کتاب علمی‌تخیلی خوب!». حتی بعضی از نویسندگان درگیر مسائلی از این نوع می‌شوند: «در اینجا مارگارت آتوود بودن کار آسانی است. اگر قصه کلفت، علمی‌تخیلی نیست، ما هم جایزه آرتور سی. کلارک خودمان را پس می‌دهیم، ممنون.» (مارگارت آتوود/ نویسنده کانادایی. هرچند خود نویسنده، با این‌که رمان قصه کلفت برنده جایزه آرتور سی کلارک که مخصوص کتاب‌های علمی‌تخیلی است شده، با این نظر موافق نیست.)

داستان علمی‌تخیلی چه‌کاری می‌تواند انجام دهد؟

می‌تواند شما را سرگرم کند. داستان علمی‌تخیلی، تفریحگاه بزرگی است. اگر بتوانیم به نیت پاک کار ظالمانه‌ای که انجام می‌دهد فکر کنیم، آن‌وقت می‌توانیم از آن لذت ببریم. می‌توانیم سیارات و ستارگان و هزاران فضاپیما را منهدم، گذشته و آینده را دگرگون کنیم و حتی پایان عالم هستی را فریب دهیم.

می‌تواند شما را وادار به تفکر کند. یکی از بزرگ‌ترین پرسش‌های بی‌پاسخ، «و اگر؟» است. علمی‌تخیلی کاملاً درباره «و اگر؟» حرف می‌زند و اساساً داستان‌های علمی‌تخیلی گفته می‌شوند تا در احتمال وقوع هر چیزی کاوش شود. چیزهایی چون؛ سفر در زمان، مهندسی ژنتیک، رایانه‌های گذاشته‌شده در سرهای مردم، انتقال از راه دور، اگر ذخیره نفتی جهان به پایان برسد چه اتفاقی رخ می‌دهد، اگر بیگانگان با ما تماس بگیرند چه‌کار کنیم و مسائلی از این دست. اگر سیاستمداران بیشتر داستان علمی‌تخیلی می‌خوانند نیمی از مشکلاتی که اکنون درگیرشان هستیم وجود نداشتند.

می‌تواند به شما مجموعه جدیدی از چیزهای نگران‌کننده بدهد. از فناوری نانو برای تراشکاری سیاره‌ای در لزج خاکستری تا سیارک‌های غول‌پیکر... و از تمدن‌های قاتلی که زمین را منفجر می‌کنند تا باکتری‌ها و ویروس‌های اصلاح ژنتیکی شده‌ای که کل حیات را نابود می‌کنند... می‌توانیم همه این موارد را داشته باشیم.

بیگانگان فضایی پیشرفته برای نابودی همه ما می‌آیند... اقلیم جهانی تغییر می‌کند... دیکتاتوری‌های سرکوب‌گر دنیا... جنگ‌های بی‌پایان... شبیه‌سازی انسان‌ها... سایبرنتیک (ترکیب مغز و رایانه) و ماشین‌های باهوش همه ازجمله قدرت‌های علمی‌تخیلی است.

داستان‌های علمی‌تخیلی، اغلب داستان‌های تخیلی هوشمندی- بهتر است بگوییم باهوشی- هستند، بنابراین وقتی آنها را بخوانید شما هم باهوش می‌شوید.

 

ترجمه و تخلیص: هدا عربشاهی

درباره

هدا عربشاهی، خبرنگار، نویسنده و مترجم ایرانی فارغ‌‌التحصیل رشتۀ مترجمی زبان ایتالیایی از دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال است. او دورۀ آموزش خبرنویسی و گزارش‌نویسی را در باشگاه خبرنگاران جوان و دوره دانش‌افزایی در رشتۀ ادبیات مدرن ایتالیا را در دانشگاه مطالعات میلان ایتالیا گذرانده است. او به زبان‌های ایتالیایی و انگلیسی مسلط بوده و به عنوان مترجم متون علمی و مترجم شفاهی (interpreter) نیز مشغول به فعالیت است. از او دو رمان به نام‌های ‌آنروز خواهد آمد‌ (۱۳۷۸) و ‌زمان منفی‌ (۱۳۸۸) و ترجمۀ کتاب ‌مریخی‌ها خود ما هستیم‌ (۱۳۹۳) نوشتۀ ‌جووانی بینیامی‌ (رئیس کمیته بین‌المللی تحقیقات فضایی و رئیس شورای مشورتی آژانس فضایی اروپا) و سه نمایشنامه کمدی از ایتالو کُنتی منتشر شده است. از فعالیت‌های رسانه‌ای او می‌توان به خبرنگار و مترجم بخش بین‌الملل و علم و فناوری در باشگاه خبرنگاران جوان (۱۳۸۲-۱۳۸۱)، دبیر صفحات بین‌الملل و علم و فناوری روزنامه راه مردم (۱۳۸۴-۱۳۸۳)، دبیر صفحات اقتصاد بین‌الملل و فناوری اطلاعات در هفته‌نامه اقتصاد و مردم (۱۳۸۵)، خبرنگار و مترجم بخش علم و فناوری در خبرگزاری مهر (از ۱۳۸۶ تا ۱۳۹۱)، فعالیت در ماهنامه و فصلنامه همشهری اقتصاد از سال ۱۳۹۰، مترجم شفاهی زبان ایتالیایی در آژانس‌های زیر نظر اداره رسانه‌های خارجی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از سال ۱۳۹۰، فعالیت در رادیو ایتالیایی معاونت برون‌مرزی صدا و سیما تا سال ۱۳۹۲، نویسنده کارشناس برنامه تخصصی "فتوحات علمی ایران" در رادیو ایتالیایی، نویسنده، پژوهشگر و کارشناس خبری برنامه دیالوگ رادیو نمایش تا سال ۱۳۹۲، عضو تحریریه ماهنامه نجوم از سال ۱۳۹۳، کارشناس برنامه‌ اقتصاد حوالی فرهنگ سال ۱۳۹۴ رادیو اقتصاد،  کارشناس برنامه‌ نمودار رادیو ایران ۱۳۹۴-۱۳۹۵ و دبیرتحریریه ماهنامه دانشمند از ۱۳۹۴