سندروم ابژه درخشان

نوشته شده توسط اسکات مایرز

یک ماه بعد: هنوز درگیر فیلمنامه هستید اما کارهای مقدماتی آن به تقلای سختی تبدیل شده است. وقتی که به بطن داستان می‌روید، در چهارچوب روایت و شخصیت‌ها با یک سری انتخاب‌های دشوار مواجه می‌شوید. بخشی از آن‌ها را امتحان کرده‌اید. بعضی‌شان ممکن است به کار آیند. در مورد بقیه چندان مطمئن نیستید. اما بر این مشکل غلبه خواهید کرد! این ایده میلیون‌ها دلار ارزش دارد!

دو ماه بعد: دقیقاً چه چیزی سد راهتان می‌شود که نمی‌توانید نوشتن فیلمنامه را شروع کنید؟ احساس نارضایتی. می‌دانید که یک جای کار می‌لنگد. خوب، هنوز به طور قطع مطمئن نیستید که داستان به کدام مسیر می‌رود. و نیز کانسپت. تلاش می‌کنید به عقب برگردید تا به یاد آورید در ابتدای کار چقدر هیجان داشتید، اما دقیقاً دوباره چه اتفاقی افتاد ...

سه ماه بعد: نوشتن فیلمنامه را شروع کرده‌اید، اما ناگهان، بووووم! ایدۀ جدیدی به ذهنتان می‌رسد و به طرز عجیبی متحیرتان می‌کند! پس البته که پروژۀ اول را کنار می‌گذارید چون این یکی واقعاً مهم است، و بسیار هیجان‌زده هستید، با عجله وارد تحقیقات، ایده‌پراکنی، شخصیت‌ها و ... می‌شوید.

آزمون. خطا. تکرار.

یک سال بعد، حتی یک فیلمنامه را به پایان رسانده‌اید؟ ممکن است هیچ‌یک را به ثمر نرسانده باشید؟

دوست من، شما گرفتار سندروم ابژۀ درخشان [۱] شده‌اید.

 

من در گوگل این عبارت را جستجو کردم و این مقاله در ابتدای فهرست جستجو بود، پس تعریفی که آن‌ها ارائه داده‌اند را مشاهده می‌کنیم:

این [ وضعیت] حتی نام هم دارد: اس او اس ـ سندروم ابژۀ درخشان. که اختلال کمبود توجه [۲] یا اختلال بیش‌فعالی توأم با کمبود توجه [۳] نیست. در اصل، بیشتر این است که یک ایدۀ جدید ذهن و توجه شما را چنان جلب می‌کند که شما را از کلیت کار غافل می‌کند و به جای اینکه بر هدف متمرکز بمانید، از این شاخه به آن شاخه می‌پرید.

به ایدۀ جدیدی فکر می‌کنیم، از یک ابزار عالی یا تکنیک بازاریابی تازه مطلع می‌شویم، و رویش متمرکز می‌شویم، حرکت را شروع می‌کنیم! شروع یک کار تازه انرژی و هیجان زیادی دارد.

البته آنچه اتفاق می‌افتد این است که کاری طبق روال عادی آغاز می‌شود ولی هیچ‌وقت به پایان نمی‌رسد. علاوه بر آن، زمان و هزینۀ زیادی برای پیگیری شیء جدید و درخشان تلف کرده‌اید بی‌آنکه بیندیشید آیا این آیتم، تکنیک، سرویس یا محصوص جدید مناسب کار شما است یا خیر.

---

نویسنده نظیر یک صاحب‌کار راجع به آن صحبت می‌کند، اما باید واقع‌بین بود، فیلمنامه نویسی کسب‌وکار محسوب می‌شود، پس مقاصد وی مناسب هستند. و شاید هیچ‌چیز بیشتر از سندروم ابژۀ درخشان برای پیوند خلاقیت ـ بهره‌وری آسیب‌رسان نباشد.

من هر از گاهی این سندروم را تجربه کرده‌ام، و دو برداشت در خصوص آن دارم. یکی کاربردی است و دیگری روانشناختی.

کاربردی: بهترین و تنها روش برای مقابله با سندروم ابژۀ درخشان این است که اطمینان داشته باشید کانسپت داستانی که رویش کار می‌کنیم، بهترین ایده‌ای است که می‌توان آن را مجسم کرد. شما می‌بایست قابلیت سوددهی آن را بررسی کرده باشید، اطمینان حاصل کرده باشید که می‌توانید "ببینید" که داستان از آن کانسپت سرچشمه می‌گیرد، و از همه مهم‌تر، معنای خاصی که برایتان دارد را مشخص کرده باشید. اگر کانسپت شما هیچ‌کدام از این موارد را برآورده ننماید، احتمال دارد که دلبستگی شما به آن تا اندازه‌ای اندک باشد. و ایده‌های داستانی جدید که مثل آواز سیرن‌ها هستند، درست در همینجا شک و تردید را ایجاد می‌کنند.

روانشناختی: اگر سندروم ابژۀ درخشان بعضی اوقات اتفاق می‌افتد، قضیه فرق می‌کند. با این حال، اگر این پدیده مدام در حال تکرار باشد، احتمالاً زمان آن رسیده که با خودتان به عنوان یک نویسنده خلوت کنید. به عبارت دیگر: آیا واقعاً می‌خواهید موفق شوید؟  اگر چنین چیزی را می‌خواهید، باید بدانید که ــ از نظر عقلانی و هر راه دیگری ــ شما بدون اینکه فیلمنامه بنویسید نمی‌توانید آن را بفروشید. و منظورم از نوشتن، تمام کردن آن است. بنابراین اگر چیزی به کرات شما را از خلق فیلمنامه‌های تکمیل‌شده باز می‌دارد، شاید افکار دیگری به ذهنتان می‌رسند که ارزش بررسی را داشته باشند. شاید این به خاطر از متعهد شدن می‌ترسید. از اینکه خلاقیت‌تان را صرف آن کنید مضطرب هستید. فشار سنگینی که احساس می‌کنید به خاطر تمام علاقه و باوری است که به نوشتۀ خود دارید. و مواردی از این قبیل. اگر این مسئله تداوم داشته باشد، باید آن را حل‌وفصل کنید، در غیراین‌صورت رویاهایی که راجع به نوشتن دارید را در معرض خطر قرار می‌دهید.

باید قبول کنیم وقتی که داستانی را می‌نویسیم، با همۀ ابعاد آن کاملاً آشنا می‌شویم. این فرآیند تمام معایب و نقص‌های اثر را آشکار می‌کند. به علاوه رابطۀ ما با شخصیت‌ها و دنیای داستان، در تلاشی که برای جان بخشیدن به آن‌ها از طریق کلمات خود انجام می‌دهیم، می‌تواند پیچیده باشد. نارضایتی محض از آن می‌تواند وسوسۀ ابژۀ درخشان را تشدید کند و در مورد زیبایی بکر آن به بحث نشست. اما ما باید به خود یادآوری کنیم که وقتی داستان جدیدی را شروع می‌کنیم، همواره همین فرایند را تجربه می‌کنیم.

پس این تشویش ذهنی را بپذیرید. یاد بگیرید داستان‌تان را با همۀ نارسایی‌ها و کم‌وکاستی‌هایش دوست داشته باشید. این رابطه‌ای درازمدت است که توجه و پذیرش کامل شما را لازم دارد.

بدون چنین تعهدی، هر کدام از ما در معرض دعوت وسوسه‌انگیز سندروم ابژۀ درخشان هستیم.

تا الان کسی با سندروم ابژۀ درخشان روبه‌رو شده؟ اگر پاسخ مثبت است، چگونه با آن برخورد کردید؟ برای آن‌هایی که ممکن است در حال حاضر گرفتار آن باشند چه توصیه‌ای دارید؟

تا الان کسی با سندرم ایده ی درخشان مواجه شده است؟ اگر پاسخ مثبت است، چگونه با آن برخورد کرده­اید؟ برای کسانی که ممکن است در حال حاضر گرفتار آن باشند چه توصیه ای دارید؟

زندگی همراه با نویسندگی و خلاقیت مثل سریال هفتگی ای است که در آن، خلاقیت را در جنبه های کاربردی و روان شناختی آن کشف می کنیم. خوشبختانه اکثرِ ما بهتر از هرکسی درباره ی آن چه که خلق کرده ایم آگاهی داریم؛ و می توانیم به این سوال پاسخ دهیم که آیا در آینده می توانیم یک نویسنده شویم یا نه؟!  اگر شما در این زمینه مطلب مناسبی برای مطالعه دارید، لطفا در این پست نظرتان را بنویسید. و اگر فکر می کنید مشاهدات و نظراتتان برای خواننده ها می تواند مفید باشد و تمایل دارید تا  آن را در پست میزبان جستجو کنید ، به من ای میل بفرستید.

ــــــــــــــــــــــــــــ

[1] Shiny Object Syndrome

[2] ADD: Attention Deficit Disorder

[3] ADHD: Attention Deficit Hyperactivity Disorder

 

ترجمه: احسان توکلی

درباره

اسکات ما‌یرز، فیلمنامه نویس، تحلیلگر و مدرس فیلمنامه نویسی در هالیوود، دانش‌آموختۀ مطالعات مذهبی دانشگاه ویرجینیا در مقطع کارشناسی و الهیات دانشگاه ییل در مقطع کارشناسی ارشد است. او تاکنون نویسندۀ بیش از پروژۀ سینمایی بوده و اکنون عضو اتحادیۀ نویسندگان غرب آمریکا است و در دانشگاه کارولینای شمالی و کلاس‌های آزاد نویسندگی دانشگاه UCLA فیلمنامه نویسی تدریس می‌کند. او مقالات آموزشی‌اش را در وبلاگ Go Into The Story منتشر می‌کند و در کلاس‌ها و ورکشاپ‌های آنلاین Screenwriting Master Class نیز فیلمنامه نویسی را آموزش می‌دهد.
او را در توییتر دنبال کنید: https://twitter.com/gointothestory